قصه سفر یک لیتر نفت

از چاه شماره 473 منطقه نفتی کویت تا پمپ بنزینی در وزلینگ کلن                               مترجم فریده ثابتی

روز اول- مرد یک لیتر نفت را در شیشه می ریزد. در نورآفتاب به آن نگاه می کند. سیاه نیست، بلکه قهوه ای رنگ است، با ته رنگ قرمز تیره. کثیف بنظر می آید. یک قطره از این یک لیتر را برای آزمایش در نور روز قرار می دهد و بقیه با فشار جاری می شود و به شریان خط لوله 19 می پیوندد، که نفت تقریبا 100 چاه را، در منطقه ای به وسعت 5 کیلومتر در خود جاری می سازد.

بورگان، دومین منطقه نفتی بزرگ جهان است. پنج بار بزرگ تر از لیختن اشتاین. هیچ کس بدون اجازه حق ورود به آن را ندارد. نفت برای اولین بار در سال 1938، توسط شرکت وابسته به ب.پ.BP* شرکت نفت ایران و انگلیس و شرکت نفت آمریکایی گلف کشف شد. بهره برداری از آن در سال 1948 آغاز گردید و تا به امروز ادامه دارد.

روز دوم- در ایستگاه شماره 19 کارگران با لباس آبی، اهرم ها را به حرکت در می آورند، و نفت مایع از تلمبه جریان پیدا می کند. آب جدا می شود، گاز آن خارج می شود و مایع، در اثر فشار به حرکت خود ادامه می دهد. بوی بخار گاز در هوا استشمام می شود. چهار کارگر که سرشان را با دستمال روشنی بسته اند، در آن جا کار می کنند؛ یک کار خطرناک برای زندگی. دو سال پیش در یک ایستگاه انفجاری رخ داد، و ایستگاه را به هوا فرستاد، چهار کارگر هم زندگی شان را از دست دادند.

در کتاب های مدرسه ای در همه جهان، چیزهای زیادی در باره نفت نوشته شده است؛ نفت طی میلیون ها سال از مواد ارگانی و گیاهی به وجود آمد. تحت تاثیر فشار و گرما، میکروارگانیسم ها و گیاهان به نفت تبدیل و در اعماق دریاها انبار شدند.

در صحرای کویت، یک شهر صنعتی بزرگ بنام الاحمدی وجود دارد، که فقط مربوط به (صنعت) نفت است. از زمان BP در سال 1938 تا سال 1975، در این جا یک باشگاه راگبی بود که اکنون دفتر شرکت نفت دولتی KOC است.

فشاری که یک لیتر نفت ما را از زمین صحرا بیرون می رود، از کجا می آید؟

در عمق منطقه بورگان، یک لایه آب آشامیدنی وجود دارد؛ یک دریای زیرزمینی. یک مکانیسم طبیعی تخلیه در منطقه نفتی وجود دارد که به منبع نفت فشار وارد می آورد. منبع تدریجا و آهسته، در اثر فشار کوچک می شود و بالاخره نفت جریان می یابد. یک لیتر نفت ما از خط لوله شماره 19، به انبار جنوب در نزدیک الاحمدی می رود. در آن جا در انباری، به حجم 16 میلیون تن، با سایر نفت های رسیده جمع می شود، که تقریبا برابر با یک ششم نفت مصرفی سالیانه آلمان است، که چهارمین بازار بزرگ نفتی جهان است. نفت ها شبیه هم نیستند. هرنوع آن، ویژگی خاص منطقه اش را دارد- مثل شراب. در کنار نفت نیمه سنگین بورگان، که 80 درصد تولید نفت کویت را تشکیل می دهد، نفت سنگین، نفت سبک ماگوای جنوبی و نفت خیلی سبک وجود دارد. در انبار نفتی جلوی دروازه شهر الاحمدی، یک لیتر نفت ما با انواع نامبرده شده، به طرف کویته صادر می شود. یک روز تمام، نفت در انبار می ماند، تا آب باقی مانده در آن، خارج شود؛ که بعد بتواند به سفرش ادامه دهد.

روز سوم- تا این لحظه یک لیتر نفت ما چقدر خرج برداشته است؟

راهنمای KOC می گوید؛ یک بشکه حدود یک دلار. یک بشکه 159 لیتر نفت دارد. شرکت نفتی آکسون موبیل، متوسط مخارج فعالیت هایش در جهان را، بشکه ای(33/3) 3 دلار و 33 سنت حساب می کند. نفت اتلانتیک با حفاری پیچیده اش، و نفت گران ایسلند در آلبرتای کانادا، قیمت تولید نفت را تند و تند تا 20 دلار در بشکه بالا می برد. کویت ارزان ترین نفت جهان را تولید می کند. قیمت یک لیتر نفت ما 6/0 سنت اروپائی می شود. نفت ما به درون یک لوله نفتی در چند صد متری دریا می خزد. سپس تا الصالحیه با یک تانکر بزرگ کویتی، از شرکت نفت کویت در ترمینال دریای ایسلند، جائی که آب آن به اندازه کافی عمیق است، حمل می شود. 300 هزار تن نفت، که در زبان تخصصی، بارگیری خیلی بزرگ نامیده می شود، در تانکر کویتی الصالحیه بارگیری می شود. این تانکر منبعی با 25 مترعمق دارد و به نسبت عمق خلیج فارس، نمی تواند تا کمتر از 20 کیلومتری ساحل جلو بیاید. تا این جا و در این منبع، یک لیتر نفت ما، 6/0 سنت تمام شده است.

در این زمان چیز عجیبی رخ می دهد! و قیمت نفت ما به 16 سنت می رسد، 26 بار بزرگتر از ارزش خودش. در این جا تاجر به الصالحیه به خاطر حمل آن به این جا، لیتری 26 سنت می پردازد. چرا؟ جوابش پیچیده است. سرنوشت مالی یک لیتر نفت ما، درست دو ماه پیش، قبل از این که از اعماق چاه نفتی شماره 473 بورگان بیرون بیاید، تعین شده است. وزلینگ کلن یکی از سه پالایشگاه های کنسرن شل در آلمان است. پالایشگاه با یک شرکت راه سازی، قرارداد بزرگی برای قیر، ماده اصلی برای تولید آسفالت بسته است. با تصفیه نفت فقط بنزین و گازوئیل بدست نمی آید، بلکه بیش از یک دوجین محصولات دیگر هم، حاصل می شود، از سوخت هواپیما تا الکل متیلیک، از گاز مایع تا آمونیاک. و همین طور قیر. از نفت خاور نزدیک، به دلیل کیفیت وزن مخصوص اش، قیر زیادی بدست می آید.

سورانه شویتز کایزر، مدیر اقتصادی و برنامه ریزی کارفرمای کلن، برای خرید شل، به کمپانی تجاری و ترابری( استاس کو) در لندن، یکجا صدها هزار تن نفت خام عربی را سفارش داد. اسامی شناخته شده معاملاتی- شل، ب.پ.، اکسون موبیل، شرون و توتال فینا الف- خود تنها 14 درصد ماده خام دنیا را استخراج می کنند. آن ها در درجه اول تاجرنفت و ترخیص کننده نفت اند. آن ها بزرگترین نیاز خود را خریداری می کنند. قیمت نفت در سه بازار بورس تثبیت می شود؛ نیمکس نیویورک، SGX درسنگاپور و IPE مبادلات بین المللی نفت در لندن. در این جاست که استاس کو، نفت خاور نزدیک را برای کلن می خرد و در بورس لندن برگه ای با قیمت و تاریخ حمل، دریافت می کند.

عجبا که در این کاغذ نوشته شده << برنت>>، گوئی نفت ما از منطقه برنت دریای شمال است. جکی بولیمور که مسئول آنالیز بازار IPE است، توضیح می دهد؛ که می شود نفت از مکان های معینی با اسم نفت برنت برای اروپا، نفت دوبی برای آسیا و با اسم وست تگزاس انترمیدی ایت برای آمریکا، منظور شود.

وقتی که استاس کو محموله را تحویل می گیرد، برای یک لیتر نفت ما 16 سنت می پردازد، که امروز در بازار بورس لندن به 22 سنت رسیده است. این امر دو دلیل دارد. نفت صادراتی کویت 17 درصد از نفت بهتر و سبک تر دریای شمال، ارزان تر است. تصفیه کردن نفت کم ارزش تر، نسبت به نفت سبک تر، بشتر خرج برمی دارد. بدین سبب از پیش قیمت ناچیزتری دارد. شرکت استاس کو همواره در موقع بارگیری، نفت را 17 درصد ارزان تر از قیمت پیشنهادی بورس لندن، بدست می آورد- تفاوتی حدود 26/2 سنت در لیتر، که استاس کو آن را بحساب خود می گذارد؛ زیرا آن را دو ماه پیش به اسم نفت واقعی خریده بود. قیمت قبلی برای حمل امروز را معامله مهلت دار می نامند. معامله مهلت دار یک اکسیر غیرقابل چشم پوشی، در تجارت بین المللی مواد خام است. بیش از همه در مواقع نا مطمئن، مشتری های بزرگ با آن، جلوی سقوط قیمت را می گیرند. مثل کاری که شرکت استاس کو با قیمت بالا رونده نفت با سفته بازی انجام داد و یک لیتر نفت ما را به موقع خرید و خود را تضمین کرد. برای مثال هواپیمائی لوفت هانزا، 90 درصد نیاز مصرفث خود برای سال 2004 را، پیش خرید کرد. تقریبا یک چهارم ارزان تر از قیمت زمان حال، چرا که قیمت ماده خام(نفت) بسیار بالاتر رفته است. هواپیمایی بریتانیا، 72 درصد مصرف خود را تا ماه مارس 2005، حتی ازین هم مناسب تر تامین کرد. در نتیجه مقادیر بزرگی پول در جریان، برای شان فراهم شد.

روز چهارم- الصالحیه هنوز شناور است. شکم قرمز رنگ خود را تا نزدیک خط مشکی روی آن، آرام آرام در آب پایین می برد. الان مثل یک زیردریائی است. اگر تانک تا بالا پرباشد، بازهم دو متری جای خالی، بین ته کشتی و زمین دریا وجود دارد. در مجموع بارگیری کشتی 300 هزار تنی، 36 ساعت طول می کشد.

یک لیتر نفت ما، که قیمتش به لطف بورس سربلندانه بالا رفته است، در رفاه سرزمین اصلی خود کویت، نقش دارد. حدود یک میلیون کویتی از سیاست اجتماعی خانواده دوست، لذت می برند. هر زوج بعد از ازدواج 70 هزار دینار، یعنی 190 هزار یورو به عنوان وام بدون بهره، برای پرداخت جهت خرید یک خانه دولتی دریافت می دارد. مخارج آموزش و پرورش و بهداشت مجانی است، بعلاوه معالجات در کلینیک خصوصی در لندن. مالیات این جا اصلا معنائی ندارد. کویت یک عرضه کننده نفت مورد اعتماد است. تنش های اجتماعی، ماهرانه پل زده می شوند. دعواهای سیاسی هم پل زده می شوند. یک “شورای عالی نفتی” تحت ریاست رئیس الوزرا شیخ صباح ال احمد آل صباح؛ همه تصمیمات مهم معاملاتی را اتحاذ می کند. آل صباح 200 سال است که در کویت حکومت می کند.

روز پنجم- الصالحیه محل بارگیری را ترک می کند. در یک کانال آبی تنگ و عمیق در خلیج فارس به حرکت در می آید. سپس با سرعت 15 گره دریائی، موازی صحرای عربستان سعودی به سمت جنوب شرقی می رود. سرعت سفر و تاریخ تحویل در قرارداد اجاره، به طور دقیق نوشته شده است. زیرا با اجاره دربست نفت کش، مواد سوختی باید به خوبی محاسبه و پرداخت گردد. الصالحیه در دریای سرخ می پیچد و یک لیتر نفت ما در جائی از شکم بزرگش، چلپ چلوپ می کند. در این بین، در بورس نفتی لندن، نفت ما همواره از هستی واقعی خود می گریزد. روزانه، ساعتی، و اغلب حتی دقیقه ای، قیمت بالا می رود: هر گزارش روزنامه ای، هر شایعه ای، هرخبر خبرگزاری ای، منحنی تب قیمت نفت را به بالا حرکت می دهد. عملیات خرابکاری در لوله های نفتی عراق، بیانات یک وزیر عراقی، که از زمان اشغال عراق توسط آمریکا، 100 میلیون دلار برای محافظت لوله های نفتی خرج شده است، پیچیدگی های تازه در بحران مالی غول نفتی روسی Yukos، اعتصاب کارگران نفت در نیجریه، نا امنی سیاسی در ونزوئلا، یک توضیح دبیرکل اپک، که او هیچ امکاناتی را برای گسترش مطالبات در کشورهای عضو اپک نمی بیند.

وزیر نفت عربستان سعودی ادعا می کند؛ که کشورش می خواهد روزانه 1/3 میلیون بشکه بیشتر تولید کند. او تضمین می کند، که این کار باید فشار قیمت را متوقف سازد. یادداشت ها واقعا کوتاه می آیند اما فقط برای زمان کوتاهی. خبرهای بد سنگین وزن تر هستند. یک طوفان دریائی در خلیج مکزیکو، آتش سوزی در پالایشگاه آمریکایی. بیش از همه اما، تلاش تهدید آمیز اداره برق دولتی چین، که از آلمان بعنوان سومین وارد کننده بزرگ نفت جهان، سبقت گرفته است. اکنون هرچه بیشتر خانه ها با ژنراتورهای دیزلی تامین می شوند. از کجا باید این همه بنزین برای چینی ها بیاید؟

در این فاصله زمانی از خرید یک لیتر نفت ما، ارزش آن به عنوان ” کالای تجاری” از 16 به 22 بالا پریده است. تایمز مالی برایش در پایان سال، قیمت 25 سنت را می بیند. بنا براین قیمت یک بشکه به 50 دلار می رسد. تایمز کویت از تحلیل گر بازار نقل می کند، که معتقد است تورم بحرانی می تواند در هفته های بعد، فراتر بروند. این برای کشورهای مصرف کننده، چه معنائی دارد. ورشکستگی ها، دزدی در بازارهای سهام، رکود و کسادی. در مقابل چنین خبرهای، سریع فراموش می شود که سه سال پیش، بیش از همه تمام دنیا، در باره سقوط اجتناب ناپذیر و روشن قیمت نفت فغان سر داده بود. در نوامبر 2001، یک لیتر نفت خام در بورس لندن، 10 سنت قیمت داشت. در سال 1997 کم تر از 6 سنت بود. کارتل اوپک در آن زمان، مثل امروز درمانده شده بود. آن زمان کشورهای عضو آن، 40 درصد نفت مصرفی جهان را، تحویل می دادند و تقریبا، 80 درصد همه منابع تولید نفت را در اختیار داشتند. بدون موفقیتی اکنون آن ها، با همان مقدار تاثیر ناچیز، 5/16 درصد بیش از نرخ های تحمیل کرده خودشان را مطالبه می کنند. قیمت نفت بدون وابستگی به آن که، اپک چه انجام می دهد، تغییر می کند. یک مقاله نویس نیورک تایمز در این باره چنین فکر می کند، که دلیل اصلی برای بالارفتن های قیمت نفت، در این قرار دارد که شالوده نقل و انتقال و هم چنین کار مربوط به نفت، چنان غیرقابل انطباق است، که بتواند تظاهر بارارها را دنبال کند. برعکس، نفت بیش از اندازه موجود است. اگر هم انسان تئوری معمول Lomomossows ” نفت نهایی” را به عنوان دلیل اصلی در نظر بگیرد، گرچه اغلب پیش گوئی های بدبینانه را، تیتر درشت روزنامه می سازند. خود چند ملیتی ها نفت هم، به آینده خود اطمینان ندارند؛ ب. پ. در دهه 1970 تحلیلی ارائه داد، که با آن مطالبات جهانی در سال 1985، به بالاترین نقطه خواهد رسید. شل سال 1999 را مد نظر دارد. در واقع اما، منابع اثبات شده امروزی نفت، نسبت به آن زمان، با وجود افزایش سالانه ی مطالبه ای در حدود 5/1 تا 2 درصد، دوبرابر شده است. به هرحال دانشگاه انگلیسی پلی موت نتیجه کار یک گروه را نشان داد، که برمبنای آن وضعیت منابع نفت از سال 1945 به طور مداوم، سریع تر از مصرف نفت رشد کرده است. چنین متخصصانی معتقدند، که دوران نفت تا پیش از خشک شدن چاه های نفت بپایان خواهد رسید. مثل پایان دوران ذغال که پیش تر از به پایان رسیدن منابع ذغال اتفاق افتاد. بعضی ها سناریوی بحران را ترجیح می دهند. با وجود این، یک چیز انکار نا شدنی است؛ اجازه نیست شیر نفت را، چنان که مطالبه می شود، بسادگی “بازکرد”. متخصصان از توسعه ذخایر صحبت می کنند؛ بدین معنی که هر اتفاق نفتی باید بعد از ده ها سال استفاده ، با احتیاط تکامل داده شوند. در غیر این صورت، رابطه تعادل حساس نفت، گاز و آب در طولانی مدتی تخریب می شود. در نتیجه تنگناهای دیگری، پدیدار می شوند، که در فاصله بین چاه نفت تا پمپ بنزین، خود را مسلط می کنند. قطر لوله های نفتی، جریان یافتن نفت را محدود می سازند؛ توان بارگیری ها محدود هستند و بعد هم کانال سوئز در راه است.

روز پانزدهم-  الصالحیه برای عبور از راه آبی ی 135 ساله، که یکطرفه است و هربار از یک طرف یا طرف دیگر قابل عبور است، کاملا پر حرکت نمی کند. قبل از حرکت بخش بزرگی از بار تخلیه می شود و توسط یک خط لوله، در دریای مدیترانه پمپاژ می گردد. در پورت سعید دوباره، در کشتی بارگیری می شود. آیا این نفت واقعا همان نفت {قبلی} است؟- کاپیتان کشتی مطمئن نیست. مساله اصلی این است، که همان ویژگی را دارد؛ یعنی وزن مخصوص، سولفور- همان مقدار آب. مهم این است که، 400 تن کمبود ندارد؛ امری که خیلی مواقع اتفاق می افتد. مساله اصلی این است که مدارک بارگیری منظم است.

کاپیتان علی، یک آقای تمام و کمال است. به خاطر اتوریته ی طبیعی اش، همه مطیعش هستند. او از مناسبات پیچیده بین تجار، واسطه ها و دلال ها که نفشی کلیدی در حرکت نفت از نفطه آ به به نقطه ب بازی می کنند، حرف می زند. تا آن جا که کاملا روشن است، برای هربار عبور پرزحمت کشتی از طریق کانال سوئز، باید 305 هزار دلار حق عبور پرداخت، اما باز هم ارزان تر از سفر یک ماهه از طریق افریقاست. به دلیل رکودهای اقتصادی، وقتی سوخت کشتی ارزان، تقاضا برای نفت راکد و مخارج کرایه ناچیز باشد، این وضع گاه برعکس می شود. معذالک، در این زمان کرایه کشتی ای مثل ال صالحیه، روزانه 18 تا 23 هزار دلار خرج برمی دارد. مالک کشتی در مورد ما، کمپانی تانکر نفت کویت است. درآمدی عالی دارد؛ زیرا کرایه روزانه آن بین 11 تا 14 هزار دلار است. برای یک سفر به روتردام، حدود نیم میلیون دلار را طلب می کند. کرایه کننده باید کنار گمرک کانال، برای ماده سوختی حدود 315 هزار دلار، و بعدا در روتردام 135 هزار دلار، عوارض بندری بپردازد که با مخارج حمل، می شود 1025 میلیون دلار، و به اضافه مخارج بارگیری کمی بیش از یک میلیون یورو می شود. برای یک لیتر نفت ما مقدار پرداختی 3/0 سنت می شود.

روز سی ام- الصالحیه بعد از یک سفر 25 روزه، سرموعد به ترمینال اولی در روتردام می رسد. ساختمان غول پیکر، در خروجی بندری که 35 کیلومتر طول دارد، یک گروه کارفرمائی است مرکب از ب.پ.، اکسون موبیل، شرکت نفت کویت، شل، توتال و وویاک که آخری هلندی است. همه چیزی براساس بزرگی و گندگی ردیف می شود. دولنگرگاه برای سوپر تانکر، 26 تانک که هریک، چنان بلندند که مثل یک ساختمان هفت طبقه با قطر 85 متر هستند که حجم شان، روی هم چهار میلیون کوبیک متر است. خالی کردن کشتی 36 ساعت طول می کشد. رئیس بندر، لئو کوئت هلندی الاصل و کاپیتان سابق می گوید “سیاه سیاه است، نفت نفت است” با این گفته منظورش این است، که نفت های داخل تانک ها، از صمیم قلب بین  شرکت ها مبادله و هم مخلوط می شود.

روز سی و دوم- یک لیتر نفت مادر روتردام، در لوله ها نفتی روتردام راین ناپدید می شود، تا طی چهار روز به وزلینگ در کلن برسد. روتر دام مثل یک سلطان عرب، به قطره های نفت، شدیدا وابسته است. درآمد بندر صرف بودجه دولت می شود. در ادامه توده ای از پالایشگاه ها و انبارها قرار دارد. این انبار تانک ها، نقطه خروجی یک شبکه ی خط لوله ی بین المللی است، که دراین خط لوله در آلمان به هامبورگ و بندر لودویک می رسد. لوله ای که به سمت وزلینگ می رود، یک لوله چند ملیتی است مرکب از، شل، ب.پ. و تکزاکو. حمل و نقل لوله ای نفت، هرتن سه تا چهار یورو هزینه دارد. پس برای یک لیتر نفت ما که 3/0 سنت بود، هزینه روی 17 سنت می پرد. نفت با سرعت قدم زدن زیر چمنزارهای هلندی، در عمق دشت های شمال آلمان به راین حمل می شود. حمل و نقل با یک تانکرراینی بیش از نیم سنت برای یک لیتر نفت ما هزینه برنمی دارد. حمل با یک واگن راه آهن 9 برابر، و با یک تانکر جاده ای 30 برابر خط لوله زیرزمینی، هزینه دارد. خطوط لوله، انرژی جمهوری آلمان را تامین می کند. در آن ها نه فقط نفت حمل و نقل می شود، بلکه گاز مایع، بنزین و سایر محصولات هم حمل و نقل می شود. از زمان جنگ سرد، یک خط لوله ویژه هم برای ناتو وجود دارد. گاه گاهی نیز از استفاده غیر نظامی می شود. این خطوط لوله، فقط در بعضی محل ها قابل رویت است. به طور مثال در ایستگاه پمپاژ و در محل های انشعاب لوله.

جمهوری آلمان، امروز 97 درصد به واردات نفت وابسته است. یک سوم آن از نفت دریای شمال تامین می شود. 40 درصد از اعضای اتحاد جماهیر شوروی سابق. اعضای اپک در سال 3003 تنها از 106 میلیون تن نفت مورد نیاز المان، 20 میلیون تن را تامین می کردند. سهم خاورمیانه از 83 درصد در سال 1950 به 9،6 درصد کاهش یافته است. در حالت اضطراری یک چهارم مصرف سالانه، ذخیره می شود. این را قانون تعین کرده است. بخش بزرگی ازین نفت در مخازن زیرزمینی در بنادر ویلهلم، برمن، هامبورگ و هایده انبار می شود. همه شرکت های نفتی باید در آن همکاری کنند. کارهای مالی در هامبورگ انجام می شود که سهم یک لیتر نفت ما از آن 005/0 سنت می شود.

روز سی و ششم- ورود به وزلینگ، امروز یک شهرک ناامید، در زمان نازی ها در زمین پالایشگاه، یک ساختمان قهوه ای ذغالی برای بنزین ارتش آلمان وجود داشت. الان تنها عده کمی این گذشته قهوه ای {تیره} را به یاد می آورند. در پالایشگاه و در شمال وزلینگ، خواهران گودورف و شل قرار دارد، که سالانه 16 میلیون تن ماده خام را تقطیر می کند. حدود یک ششم کل مصرف آلمان را. این ملک دو کیلومتر مربعی از اتوبان 555 تا ساحل راین است.

کارگاه در سطحی چنان بالا خود کار است، که 48 کارگر کار اصلی هشت مرکز تولیدی را می توانند هدایت کنند. اکنون بیش از سه مرد در کارگاه آتش نشانی مشغول کارند. آن ها جلوی مونیتور رنگی می نشینند، و مراقبت می کنند که در دیگ ها و خطوط لوله چه رخ می دهد و به طور الکترونیکی، سرپوش ها و سوپاپ ها را هدایت می کنند. پالایشگاه فعلا چنان پولی در می آورد که هرگز قبول وجود نداشته است. در یک ماه به اندازه کل سال قبل درآمد کسب می کند. قیمت فرآورده هایش، نسبت به قیمت ماده خام باز سریع تر صعود کرده است. آمریکا و چین، دو کشوری که توان پالایشگاهی شان کفاف نیازشان را نمی کند، آن ها را می خرند.

از نفت اثری دیده نمی شود. یک لیتر نفت ما جائی در ظرف های تقطیر و یا …، گم شده است. ” مخلوط وحشی مواد مختلف” همان گونه که مدیر یک پناهگاه آجری آن را می نامد، در یک پروسه ی نسبتا ناروشن، به گاز مایع، متیل و سولفات تبدیل می گردد. از نفت گاز و میتیل دستیلات، مواد سوختی و نفت و بنزین هواپیما حاصل می شود. این کار بیش از چند دقیقه طول نمی کشد. در یک آن از نفت بنزین حاصل می شود. سایر بخش ها به تولیدات فروختنی پر ارزشی چون نفتا، بنزول و پروپیلین تبدیل می گردند.

باز چیز عجیبی نمایان می شود. در یک پمپ بنزین شل، جلوی در شرکت، یک لیتر نفت بورگانی ما، بصورت نبزین 112 سنت ارزش دارد. تقریبا یک یورو، دقیقا 95 سنت به آن اضافه شده است و اررش اش بیش از 6 برابر بالا رفته است. طبق نظر شل، این امر تقصیر مقاطعه کاران نیست؛ این را بیش از همه دولت آلمان اضافه می کند. گرچه به شدتی که دولت کویت می کند نیست، ولی در عوض دست کم مالیات ها، 75 درصد قیمت بنزین را بیرون می کشند. استفاده نهائی 6 درصد برای حمل و نقل، کارمزد و بهره سرمایه می پردازد. کلا 19 درصد{باقیمانده} قیمت کالا را بازتاب می دهد. براساس این محاسبه، شل در هر لیتر 4،24 سنت درآمد دارد! یک لیتر در پالایشگاه تقریبا 20 درصد اضافه ارزش پیدا کرده است. هر دو دقیقه یک تانکر از در شماره 9 پالایشگاه وزلینگ عبور می کند. روی اکثر ان ها علامت شل نیست، بلکه آرال، جت، کونوکو و یا اسو است. بنزین همه شان هم کاملا مثل هم است. متقابلا شرکت های معدنی آن را تحویل می گیرند و مبادله می کنند.

فقط یک سوم یک لیتر نفت کویتی ما، به عنوان بنزین یا گازوئیل در اتومبیل ها، کامیون ها و اتوبوس ها مورد استفاده قرار می گیرد. این یک سوم به طور مثال یک مرسدس بنز کلاسه ث گازوئیلی با گنجایش سیلندر 220 کوبیک متر، یک لیموزین کم مصرف اشتوتگارتی را، به حرکت در می آورد، که با سرعتی برابر با 120 کیلومتر در ساعت، در سه دقیقه محو می شود. دو سوم دیگر نفت ما در صنعت مصرف می شود. اغلب برای بحرکت در آوردن موتورخانه داخلی کارگاه مصرف می شود. در حقیقت نفت مناسبی نیست. بنا براین در کل تولید برق، نفت نقشی فرعی بازی می کند. در اصل او به طور مثال در فولادسازی ها، صفحه ها و چرخ ها را به حرکت و جنبش در می آورد، و در مزارع چرخ های تراکتورها را . در اینجا، اکنون پائیز نزدیک است. مردم برای خرید مواد سوختی زمستان، سفارش می دهند. آن ها 5/18 درصد یک لیتر نفت ما را می خرند. 6 درصد هم با نام کروزین در فرودگاه ها مصرف می شود، یا بعنوان محصولات جانبی مثل دی اکسید کربن یا سولفور از پالایشگاه ها حمل می شوند. شرکت های نفتی می کوشند با محرک وسایل تبلیغاتی، قیمت محصول پایانی را بالا ببرند. جلوی یک پمپ بنزین شل، پرچم هائی در اهتزازند، که قیمت یک ” v-power ”  جدید گازوئیل را ارتقا می دهند. این گازوئیل 35 سنت گران تر از گازوئیل معمولی است. بازاری ها می خواهند، با آشامیدنی های گران “درآمد شاهانه ای کسب کنند”. در پمپ بنزین وزلینگ یک فروشنده زن  با علامت شل نو فراری روی تی- شرت در پای صندوق ایستاده است. در رابطه با سئوال این که آیا از بنزین ویژه ی گران، خیلی استقبال می شود؛ جواب می دهد” بله خیلی” اما این که آیا این بنزین واقعا بهتر است؟ او رمزآلود زمی گوید؛ این را هرکس خودش بهتر می داند. بعضی ها عقیده دارند، اتومبیل شان راحت تر حرکت می کند. بعضی های دیگر معتقدند که این گازوئیل گران بیشتر با موتورهای شان جور است. باز دیگرانی هستند که معتقدند این گازوئیل مصرف را تعدیل می کند.” در اصل، آیا این یک توهم است؟ من می گویم بله، هرکس باید خودش بداند.

روز سی و هفتم- در اداره، راهنمای کارخانه؛ یورگن کرس در ساختمان اداری پتروشیمی در بازل، برای آخرین بار یک لیتر نفت بورگانی مار را در فرمی، خیلی مشکل قابل شناسائی، برای ما قابل رویت می کند. الان چیزی شبیه برف است. بوئی ندارد و به شکل گلوله های کوچک است ” یک محصول طبیعی” خالص”. کرس قسم می خورد که “دیگر چیزی از کربن و آب داخل آن نیست”. شیمی دان زنجیره های مولکولی تمیز را، بخوبی می بیند، که تحت نام های معروفی چون موبلن و هوستالن وارد مبادلات می شوند. بازدید کننده جهت یابی اش را، در یک دور بی پایان 610 کیلومتری خط لوله ماده خام، 22 کیلومتر جاده، 12 کیلومتر ریل راه آهن که از دستی نامرئی، در ساختمان کارخانه هدایت می شود، از دست می دهد. بازل یک مجموعه کارفرمائی است مرکب از شل و BASF . بخاطر این که اکنون تولیدات پالایشگاهی خیلی گران هستند، کارخانه ضرر می دهد. طبیعتا انسان می پرسد، چرا پالایشگاه شل، پتروشیمی خود را با پائین آوردن قیمت، زیر بال و پر خود نمی گیرد؟ اما در زندگی اقتصادی روال این گونه نیست. سود پالایشگاه، دربست به ترازنامه شرکت می رود، اما ضررها را در پتروشیمی با BASF تقسیم می کند.

آدم در بازار وزلینگ به قدم زدن می رود و می بیند، که چه برسر گلوله های سفید رفته است. انسان نیمه عمر می شود؛ در مغازه وسایل موسیقی، CD ها هستند، در عینک فروشی ها عینک، انور قصاب در یک کارگاه سنتی، اگر چه سوسیس جگر را در روده طبیعی پرس می کند، ولی در عوض سوسیس آبجوئی را در روده ها مصنوعی می گذارد. او می گوید” این از پلاستیک است و از نفت بدست می آید”. در بازار میوه و سبزی، پیشنهادی های ویژه را در یک سری محصولات نفتی عرضه می کنند. آب چشمه، گودای آلمانی و ران جوجه را. جوجه ها با غذائی تغذیه می شوند که بدون کود مصنوعی، نمی تواند چنین ارزان تولید گردد. پنیر{گودا} در پارچه بدست آمده از نفت آماده زده شده است. دی اکسید کربن، برای گازدار کردن آب، از پالایشگاه وزلینگ حمل شده است. ژوزف رووآ داروخانه چی، در پاسخ به سئوال این که او چه مقدار نفت می فروشد، اول یک شیشه بنزین و یک قوطی وازلین را از قفسه برمی دارد و می آورد. او می گوید، پماد لب بدست آمده از نفت را به مشتریانش می دهد. او بیش از آن که کمک کند، ضرر می رساند. سپس جلوی کامپیوترش می نشیند و معلوم می کند که داروخانه اش، یک نوع پمپ بنزین است. او می تواند در کامپیوترش مجموعا 330 هزار نوع دارو را فرابخواند. هر داروئی، از مقداری مواد اولیه و تعداد زیادی مواد کمکی تشکیل می گردد. با آزمایش مواد کمکی او همواره مشخص می کند که” مطمئنا این نفت است، یا احتمالا از نفت است و حدسا هم همین طور است”. اکنون او دو ماده در داروخانه اش پیدا می کند که با اطمینان می داند در آن اثری از نفت چاه شماره 473 بورگان کویت، نیست. آسپیرین و توگال

منبع-

روزنامه Die Zeit ، 26 آگوست 2004، شماره 26 به قلم Reiner Luyken

مطالب داخل {} از مترجم است.

{ فعل و انفعالات جدید در بازار نفتی از ماه ژوئن آغاز گردید. در 30 ژوئن 2004، قیمت یک بشکه نفت 32،90 دلار آمریکا بود. از این تاریخ سیر صعودی قیمت نفت خود را نشان داد. در اواسط اگوست نسبت به یونی قیمت 30 درصد افزایش یافت، اما بعد بتدریج کاهش یافت به نحوی، که در اواخر اگوست کاهشی حدود 15 درصد به قبل داشت. از اوایل سپتامبر، با آغاز فصل سرد در اروپا و آمریکا دوباره سیر صعودی یافت که بیش از دوماه ادامه داشت و در 25 اکتبر به اوج خود رسید( قیمت یک بشکه نفت 55،67 دلار) با این قیمت مدت کوتاهی ثابت ماند. جنب و جوش عظیمی به راه افتاد. اوپک تصمیم به یک جلسه فوق العاده در قاهره گرفت که مثل همیشه بسیار دیر بود. تاریخ این جلسه 10 دسامبر اعلام شد. امروزه اوپک با تولید روزانه 27،9 میلیون بشکه، بالاترین تولید خود در 25 سال اخیر را داراست که نسبت به اول نوامبر، تولید روزانه اش 900 هزار بشکه بیشتر است. عمر این اوج کوتاه بود و با یک سقوط تدریجی در ماه نوامبر، یکباره در دوم دسامبر 2004، قیمت نفت در بورس لندن به 40 دلار و سپس عصر همان روز به 39،50 دلار سقوط کرد؛ برابر با 29،67 یورو. یک روز قبل از آن، سکرتر اوپک قیمت 38،03 دلار برای یک بشکه را اعلام کرد که نسبت به روز قبل 1،47 دلار- یک دلار و چهل و هفت سنت- کمتر بود. بدین طریق در طی دو روز قیمت نفت 6 دلار سقوط کرد. با مقایسه قیمت ها می بینیم که سقوط قیمت نفت نسبت به آخر اکتبر تقریبا 30 درصد می باشد.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *