ترفندهای رفرمیست راست و درماندگی رفرمیست چپ در یونان، اسپانیا و پرتغا ل

در نوشته ای به تاریخ23.07.2015 که درسایت رفقای سیما ی سوسیالیسم منتشر شد، به روند مبارزۀ اجتماعی وطبقاتی دریونان اشاره ای کوتاه نمودم. اشاره شد به این، که سرمایه جهانی، تروئیکا ( بانک جهانی، بانک مرکزی اروپا وکمیسیون اروپا) برای پیش برد سیاستهای نئو لیبرالیسم درسطح جهان ودر این مورد مشخص در اروپا به دیکته نمودن مقاصد خود برای کسب سود بیشتروجلوگیری از پایین آمدن نرخ نزول سود، اهرم فشارمالی را با عد م پرداخت اعتبار7,2  میلیارد یوربرمردم یونان شدید ترکرد وحزب سیریزا هم عطاعت نمود. حزب سیریزا بنا به ماهیتش به فشارمالی تروئیکا  بر مردم یونان با فروش وخصوصی کردن بنادر، جزایر، ودیگر موئسسات دولتی وفرودگاها تن داد. برهمین اساس درتاریخ14.2.1.2015 بین آژانس خصوصی سازی یونان HRADF با شرکت Die Fraport AG (von Frankfurt Airport) (Fraport AG Frankfurt Airport Services Worldwide) که 51% ازسهام آن به ایالت  هسن در آلمان تعلق دارد، قرار دادی امضائ شد، که 14 فرودگاه از 39 فرودگاهی که توانایی رقابت با فرودگاهای اروپا را داشتند، برای مدت 40 سال در اختیار FRAPORT AG گذاشته شود که به ازای آن 1,2 میلیارد یورو پرداخت می شود. که ازاین مقدارپول سالانه 22,9 میلیون یورو دولت یونان دریافت می کند و314 میلیون یورو تا سال 2020 در فروگاه ها سرمایه گذاری می شود. این سازش ها باعث برآمد مبارزات وجدا سازی گرایشات درون جامعه شد، که درادامۀ وروند این مبارزات حزب رفرمیست راست سیریزاتجزیه شده است، چنانکه ما شاهد ریزش روزافزون بیش از نیمی ازاعضای کمیتۀ مرکزی بوده و بیش ازهزار نفر ازاعضا آنها این حزب را ترک کرده اند و این روند ادامه دارد دراقع این فشار، پالایشی است که براساس مبارزات درون جامعه به تجزیه وقطب بندی درونی جامعه، احزب وسازمان هاانجامیده است. البته نباید فراموش کرد، که اکتیویست های چپ رفرمیست سیریزا را ترک کردنند ورفرمیست های راست جای یگزین آنها شده اند. این روندهم دربافت حزب سیریزا وهم درآرایش مبارزاتی درون جامعه به جداسازی رفرمیست راست ورفرمیست چپ انجامیده وکما کان ادامه دارد. زمانی که حزب سیریزا درانتخابات پارلمانی 149 صندلی از 300 صندلی یعنی,838 % آرائ را بدست آورده بود ، جنبش ضد طرح سرمایه جهانی وضد تروئیکا ( بانک جهانی، بانک مرکزی اروپاوکمیسیون اروپا) دررفراندم 5 ژولای 2015 باآرای 61,1  %به استثمار وزیر سلطه ماندن سرمایه امپریالیستی رای منفی داده بودند. قبل از انشعاب، این حزب متشکل از15سازمان بزرگ وکوچک راست وچپ رفرمیست مثل: استالینیست ها، ترتسکیست ها، سوسیال دمکرات ها و چپ لیبرال سانتریست به رهبری سیبرازتشکیل شده بود. اما تلاطم و امواج اعتراضات جامعۀ یونان ووضعیت نامناسب آرایش طبقاتی واجتماعی در اروپا باعث بالا رفتن اختلافات بین سازمانهای نامبره از یک سو، واز سویی چگونگی حل بحران مالی باعث اختلاف بین رهبری جامعۀ مشترک اروپا شده بود مثل اختلاف بین نخست وزیر فرانسه وآلمان ودامنۀ اختلااف بین وزرای لوکزامبورگ، ایرلند، سلواکی، بانک مرکزی اروپا همچنین بانک جهانی. این وضعیت تحت تاثیرپذیری مبارزات اجتماعی درجامعه نه تنها به انشعاب وجداسازی احزاب وسازمانهای چپ وراست رفرمیست یونان انجامید، بلکه باعث موضع گیری خوشبینانۀ دیگراحزاب چپ وراست رفرمیست اروپا ودیگراحزاب غیر اروپایی گردید. ( ما شاهد اینگونه موضع گیری از سوی احزاب راست وچپ رفرمیست اروپا بودیم، درایتالیا، در پرتغال، اسپانیا و رفرمیست های چپ احزاب کمونیست کارگری ازآقای تقوایی گرفته تا دیگر سازمانها ورفرمیست های راست ایرانی و… در یونان انشعاب درحزب سیریزا با جداشدن 25 نفر( چپ پلاتفرم ) از اعضای پارلمان به کوشش وزیرنیروآقای لافازانیس منجر به ایجاد (چپ پلاتفرم) یعنی حزب اتحاد خلق گردید. این جبهه اسم خودرا جبهۀ سیاسیی گذاشت واز 13گروه وسازمان چپ به اصطلاح رادیکال تشکیل شده است. قابل ذکراست که تشکیل دهندگان این جبهه نیرویی هستند، که در 13 آگوست نوشته ای را منتشرکردند، که مضمونش چنین بود: ( ضدریاضت اقتصادی، علیه نظم نئو لیبرالیسم، ضد برنامه های تروئیکا یعنی بانک جهانی، بانک مرکزی اروپا وکمیسون اروپا). هدف وبرنامۀ دوم این جبهه بدین شرح است، که هر گونه خصوصی کردن منابع اقتصادی را رد کرده وبانک ها، صنایع بزرگ، بنادر و….  را به زیر” کنترل” جامعه در آورند ( البته منظورشان دولتی کردن است)، از ناتو خارج وقرار داد بین اسرائیل ویونان را فسخ کرده ونیروهای ضد امپریالیست را حمایت کنند. این جبهه از دید رفرمیستهای چپ،( جبهه ای است که ازمبارزات طبقاتی اجتماعی انسانهای ضد سرمایه داری سالهای 2008 تا کنون  منتج شده است) البته به نظر من چنین نیست،  بعدا به این بررسی می پردازم. در واقع نتیجه مبارزات جنبش های اجتماعی ومبارزۀ طبقاتی، جنبش های خود گردانی هستند که تن به پارلمانتاریسم ندادند وکماکان مبارزات خودرا برعلیه رژیم کنونی ادامه می دهند. اما چپ رفرمیست با تمام جارو جنجال شبه انقلابی اش، دودستی به رای گیری پارلمانی چسبیده است وبه قدرت طبقه وانسانهای کار کن ضد سرمایه داری وضد کارمزدی باوری ندارند. رفرمیست های چپ دم از انقلاب می زنند اما همۀ امید شان را به پارلمان بسته اند. به با ورمن نابودی سیستم سرمایه  فقط با انقلاب اجتماعی وبوسیلۀ شوراها انقلابی کارگران ومزد بگیران ضد سرمایه امکان پذیر می باشد! اما واقعیت این است که طبقه مولدومزدبگیران ضد سرمایه داری به اینها باوری ندارند. برخلاف عمل پارلمانتاریستی رفرمیست چپ، جنبش اجتماعی وطبقاتی درون کارخانه ها وموئسسات خودگردان جامعۀ یونان با کمونیست های ضد هیرارشی، ضد کارمزدی وآنارشیست ها رابطه ای نزدیکتر دارند (کارخانه هایی مثل ویومه، کارخانۀ چوب بری در چند کیلومتری تسالونیکی وتعدای از کلینیک های همبستگی و..) . اما واقعیتی است که رفرمیست چپ جهانی بر اساس نگاه ودرکش همیشه جنبش طبقۀ کارگر ومزد بگیران ضد سرمایه را به کام رفرمیست و به سوی پارلمانتاریسم کشانده است. نگاه رفرمیست چپ به قدرت سیاسی ازبالا و با شرکت درانتخابات پارلمانی، بدون انقلاب است اگر فراموش نکرده باشیم، این دوستان جنبش های اعتراضی واعتصابات عمومی کشورهایی مثل یونان، اسپانیا، ایتالیا وپرتغال را به جای طرح کردن تسخیر کارخانه ها وموئسسات درجامعه ودر ادامه شکل گیری شوراهای انقلابی کارگران درسطح جامعه، این اعتراضات را به مبارزۀ پارلمانی کشا نده اند ومبارزات اجتماعی را بدینوسیله شقه شقه نموده وبخش اعظم جنبش را برای سرمایه داری در یونان ودر اروپا  بی خطر نمودند. چنانکه اشاره شد جنبش کارگری کشورهای نام برده، که بین سالهای 2008 تا 2014 سرمایه داری را با اعتصابات عمومی خود به چالش کشیده بودند، لگام زدند وآنهارا به پارلمان دل خوش نمودند. نگاهی کوتاه به شرکت رفرمیست های چپ وراست دریونان، اسپانیا وپرتغال. انتخابات سال 2015 نشان می دهد که رفرمیست های چپ ازتروتسکیست ها، مائوایستها گرفته تا دیگر چپ های به اصطلاح رادیکال چگونه به پارلمان آویزان شده اند. مهمترین بخش ووضعیت درون جامعه این است، که بخش وسیعی ازانسانهای مولد ومزد بگیران ضد سرما یه داری دریونان با نگاهی غیر پارلمانتاریسی به مبارزه طبقاتی واجتماعی خود مشغول اند، چناکه در کارخانه ها وکارگاها وموئسسات مختلفی روند خودگردانی بوسیلۀ خود کارگران ادامه دارد وبه پارلمانتاریسم بی اعتناهستند. در جنبش های پایه ای غیر پارلمانتاریستی کمونیست های نوین ضد هیرارشی، ضد کار مزدی وضد حزبی وآنارشیست ها فعالیت چشم گیری دارند.

وضعیت کنونی یونان، اسپانیا و پرتغال

یونان : جمعیت 10,99  میلیون نفر، بدهکاری دولت در سال 2006   222,27 میلیار یوروودرسا ل 2014 317,09 میلیارد یوروبالا رفته است، بیکاری سال 2013  27% وسال 2015 24,6  %، جوانان بیکار در سال 2013 60  % ودر سال 2015 49,5 %  در روز پنجشنبه 4.02.2016  36 مین بار اعتصاب عمومی از سال 2010  تا کنون در یونان می باشد. در این اعتصاب عمومی هر بار بیش از میلیون ها نفر شرکت جسته و تنها در آتن بیش از 800000 نفر  شرکت کردند. فراخوان تظاهرات از سوی اتحادیه سراسری کارگران خدمات( ADEDZ)

اسپانیا : جمعیت 46,61  میلیون نفر، بدهکاری دولت درسال 2006  392,17 میلیاردن یورو و سال 2014   1033,86  میلیارد یورو، بیکاری درسال 2013   26,38%   ودرسال 2014  22,6%، بیکاری جوانان درسال 2013  53,5% و درسال 2014 47,5 %

انتخابات 20 دسامبر2015 دراسپانیا برای اولین بار دوحزب پودموس و سیودادانوس به جمع حزب محافظه کاروحزب سوسیال دمکراتها در پارلمان اضافه می شود و از,3,72 % رای دهندگان 17 28,% حزب محافظه کارکه 91 15,% کمتر از سال 2011رای آورده است. حزب سوسیال دمکراتها 1 22,% ودر سال 2015  75  6,% کمتر از سال 2011 رای بد ست آورد.  پودموس  66 20,% وسیودادانوس 93  13,% رای بدست آورده اند.

پرتغال : جمعیت 10,43 میلیون نفر، بدهکاری دولت درسال 2006  ,00115 میلیارد یوروودرسال و 2014 ,00225 میلیارد یورو، بیکاری درسال 2013 13,9  % ودرسال 2014 12,4 %، بیکاری جوانان درسال 2013 34,5 % ودرسال  2014 33,4   %   درچهارم اکتبر 2015  انتخابات درپرتغال حزب راست محافظه کاران با از دست دادن 87 11,% رای نسبت به سال 2011 در اقلیت پارلمان قرار گرفت واحزاب سوسیال دموکرات یعنی رفرمیست راست با چپ رفرمیست بلوک مارکیست وسبزها با شنیدن صدای پای انقلاب، باهم یکی شدند ودولت محافظه کاران راست را کنار زدند وخود بر اریکۀ قدرت نشستند.

در اینجا لازم است، که علت تغییراتی که در آمار بیکاری کارگران کشورهای فوق رخ داده است بپردازم. کشورهای بورژا امپریالیستی اروپا یی بخصوص آلمان بدلیل کم بود نیروکارارزان دراین کشور، خوب توانست با سیاست های مشخص خود کنترل نسبی بعضی از کشورهای اروپا را مثل یونان واسپانیا را در دست بگیرد.از یک سو توانست با دیکته کردن مقاصد امپریالیستی خود را درزمینۀ راه اندازی وشناور کردن سرمایه با مزد کمتروبالابردن ارزش اضافی وسود سرمایه این کشورهارا محارکند واز سوی دیگر متخصصین، تحصیل کره های بیکار وبرخی ازکارگران فنی اسپانیا ویونانی را با مزد بسیار کم به بازارنیروی کارارزان آلمان جذب کند، هم اکنون در بسیاری ازکارخانه ها وموئسسات دولتی مزد بگیران بوسیلۀ شرکتهای واسته با مزدی بین 8,5-11 یورومشغول کار می باشند  دولت بورژواامپریالیستی آلمان توانست با وزنه مالی که در بانک جهانی و بانک مرکزی اروپا داشت دولتهای یونان واسپانیا را به مصیری هدایت کند، که سرمایه داران آلمان خواستند،  پیش برد سریع خصوصی سازی بنادروموئسسات دولتی و… در ژانویه 2016 شرکت ما در لوفتانزا کنترل 14 فرودگاه بزرگ یونان را که توانایی رقابت وسود آوری داشتند رابعهده گرفت.  ضمنا کم شدن بیکاران در یونان و اسپانیا، نتیجۀ پایین آوردن سطح دست مزدها وازبین بردن بخش اعظم تعرفه هایی که به سود کارگران بوده است. از سوی دیگر مهاجرت کارگران جوان ومتخصصین از این دو کشور بخصوص به آلمان .

04.03.2016

علی برومند

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *