سرمایه داری و فاجعه آلودگی محیط زیست (جلد دوم)

 

———–{ دانلود }————

تعداد صفحات: 286

سال انتشار: 2016 / 1395

در حالی که بخش اعظم تئوریسیسن های چپ بدون داشتن هیچ دید انتقادی به روابط تولید سرمایه داری به چانه زدن با احزاب و قدرت های حاکمه بر سر این یا آن رفرم و یا شرکت در حاکمیت دولتی سرمایه مشغولند .در شرائطی که این متفکران مدعی منجی بشریت مسائل محیط زیستی را موردی از موارد کار احزاب بورژوایی سبز می دانند، نقد ضد سرمایه داری و پرولتاریایی مسائل محیط زیستی نیز هر چند اندک و لاک پشتی راه خود را به فضای زندگی و اعتراض و پیکار باز می کند .پایه های نظری این نقد شناخت مارکسی سرمایه و نقد مارکسی اقتصاد سیاسی بورژوازی است .به محض آن که ما نگرش مادی مارکس را بیشتر دنبال کنیم و به عرصه محیط زیست بسط دهیم تصویر واقعی انقلاب پرولتری، بزرگترین و عظیم ترین انقلاب اجتماعی بشر در تاریخ نیز برای ما روشن تر خواهد شد .نکته بسیار مهمی در مورد این انقلاب یا پویه دگرگونی نظم تولید سرمایه داری تا امروز نادیده گرفته شده است و آن این که در شرایط کنونی هیچ جنبش کارگری بدون تاکید و روشن کردن ابعاد فجایع زیست محیطی سرمایه داری و آنچه سرمایه با محیط زیست و طبیعت جنبش جامعی نخواهد ً انسان می کند مسلما بود .بررسی دقیق تر نشان می دهد که شیوه تولید سرمایه داری در همه حوزه های تولید بعد جدیدی به ابعاد غیر انسانی این مناسبات افزوده است . افشای این بعد نه تنها ضربه محکمی بر طرفداران علنی سرمایه داری است، بلکه دست احزاب سبز و گروه های چپ را که قصد دارند با ابزار کنترل دولتی و سحر کلمات نیز رو می کند .از نگاه مارکسی کل تخریبات محیط زیستی محصول مستقیم سرمایه داری است و هر میزان چالش آن ها در گرو پیکار واقعی علیه اساس این نظام است .کندوکاو ضد سرمایه داری ماجرا مشعل روشنی بخشی است که از یک سوی حوزه دیگری از بشرستیزانه ترین و جنایتکارانه ترین حوزه های تعرض و تهاجم سرمایه علیه هستی انسان را پیش روی ما قرار می دهد و از سوی دیگر مبرمیت هر چه بیشتر نیاز به گسترش پیکار علیه سرمایه در این حوزه ها را مؤکد می سازد .در این جا باید به این امر توجه اکید داشت که آگاهی کمونیستی مبنای این نقد و تحلیل مشتی کشفیات علمی، آموزش های آکادمیک یا حاصل تتبعات عقلی نیست . فریاد ً بلکه دقیقا اعتراض آگاه طبقه کارگر علیه جنایاتی است که سرمایه لحظه به لحظه بر سر او آوار کرده است و هر روز می کند .این آگاهی را فقط در جنبش پرولتاریا علیه سرمایه و برای محو بردگی مزدی می توان مشاهده نمود، علمی نیست که در دانشگاهها آموخته شود .این درست بعکس روند کار و تفکر بورژوائی احزاب و گروه های محیط زیستی است که تلاش دارند بر اساس اثبات درستی و علمی مواضع خود در قبال تخریبات محیط زیستی عمل کنند اما علم نیز خارج از روابط تولیدی مسلط قرار ندارد، از سرشتی بیطرف بر خوردار نیست بلکه در خدمت سرمایه و در شکل انیستیتو ها وسازمان های پژوهشی در مقابل کارگران قرار دارد، دائما زندگی کارگران را آماج تاخت وتاز قرار می دهد .بسیار بدیهی است که علم هنگامی که کارگران سرنوشت خود را از دست سرمایه خارج کنند و خرید و فروش نیروی کار را ملغی نمایند به تمام و کمال سلاح بهبود هر چه بیشتر زندگی آنها خواهد بود .اما اکنون بدبختانه در دست سرمایه است و نقش خود را در تعمیق استثمار و بی حقوقی و حقارت هر چه بیشتر کارگران، تخریب زندگی ، محیط طبیعی و خوار شدن آنها به نمایش می گذارد .اگر شما سازمانی از برجسته ترین اندیشمندان در تمامی رشته های تکنیک، اکولوژی و زیست شناسی، پزشکی، جامعه شناسی و سایر علوم تشکیل دهید و همه این ها این یا آن مشکل زندگی ً مظهر عالی عزم جزم و اراده مصمم باشند که مثلا بشر را در چهارچوب مناسبات موجود به چالش بکشند !!در شرائطی که آن خواهند کرد که ً روابط تولید مسلط مناسبات کار مزدی است همگی قطعا مشکلی بر مشکلات ً نیاز سودآوری سرمایه است و به همین خاطر صرفا انسان ها خواهند افزود .مگر هم اکنون طبقه سرمایه دار و تمامی دستگاه های آن اعم از دولتی، انستیتوها، دانشگاه ها، موسسات تولیدی، توزیع، تبلیغاتی و غیره با هدف افزایش روند انباشت سرمایه و جلوگیری از کاهش سقوط نرخ سود با بیشترین شتاب پیش نمی تازند، چگونه است که با وجود دنیائی از مؤسسات موسوم به نهادهای بهبود محیط زیست باز هم لحظه، به لحظه آلودگی ها و تخریبات و فاجعه های زیست محیطی افزون تر و دهشتناک تر می گردد .پاسخ روشن است .تا سرمایه داری هست این فاجعه ها هم وجود خواهند داشت و هم گسترده و گسترده تر خواهند شد .یک سؤال مهم این است که.چه ضرورتی باعث طرح این نکات در این جا می گردد . عده ای خواهند گفت کارگری که حداقل نان و آب و دارو و پوشاک و ً حتما دکتر و سرپناه ندارد، بحث در باره محیط زیست برایش بی معنی است !!! دردهای واقعی طبقه کارگر مهلک تر از آن است که به او فرصت فکر در این زمینه را دهند .در اینکه دردها و رنجها و مصائب و سیه روزی های طبقه کارگر فاقد هیچ مرز و محدوده ای است جای هیچ حرفی نیست .اما سرمایه فقط کارگر را گرسنه و برهنه و بی سرپناه و آواره و بی دارو نمی سازد .در تمامی عرصه ها و از همه مجاری هستی، از جمله و به صورت بسیار فاجعه باری در حوزه محیط زیست هم او را آماج وحشیانه ترین تهاجمات قرار می دهد .در این زمینه در نوشته های قبل به اندازه کافی بحث کرده ایم .از این مهم تر کارگران به ویژه در سال های اخیر بسیار خوب نشان داده اند که نسبت به آنچه سرمایه بر سر محیط زندگی آنها آورده و میآورد هیچ بی تفاوت نیستند .آنها کارهائی را انجام می دهند اما این امر بهیج وجه کافی نیست .خصوصا این که آنچه می کنند از سر ضد سرمایه داری و به عنوان صحنه ای از میدان جنگ علیه سرمایه دنبال نمی شود .هم در رابطه با سؤالات بالا، هم اینکه کارگران چه می کنند و چه می توانند بکنند باید صحبت کرد .از آنچه در پاریس رخ داد شروع کنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *