زندانیان کارگر اعتصاب جدید در زندان های آمریکا- مقاله دوم

سال گذشته بزرگ ترین اعتصاب کارگری در زندان های آمریکا رخ داد که در مقاله اول زندان در سال 2017 به آن پرداختم. بیش از 24 هزار زندانی در 29 زندان در 12 ایالت امریکا علیه استثمار شدید و شرایط بد کار در صنایع زندان در سالروز اعتصاب زندان اتیکا دست به اعتصاب زدند. آن ها از خارج از زندان مورد حمایت بسیار قرار گرفتند- اما اعتصاب اتیکا، 46 سال قبل توسط زندانیان زندان اتیکا حول مطالباتی جهت شرایط بهتر برای زندگی و داشتن حقوق سیاسی رخ داد. زندانیان در ادامه اعتصاب دست به شورش زدند و کنترل زندان را به دست گرفتند. نظام سرکوب با حداکثر نیرو به مقابله پرداخت. وقتی شورش سرکوب شد 43 نفر کشته شده بودند علاوه بر آن ها ده مامور زندان هم کشته شده بودند- اکنون یک سال بعد یعنی 2018 اعتصاب در یک زندان بزرگ دیگر آغاز شد و به کل زندان های آمریکا گسترش یافت و به کانادا رسید. اعتصاب در 21 آگوست شروع شد و 19 روز طول کشید. طبیعتا توسط رسانه های وابسته به نظم حاکم در آمریکا در سایه ماند و نادیده گرفته شد، درنتیجه دسترسی به اطلاعات راجع به آن مشکل است. گروه های دفاع از رفرم در زندان، با سازمان دهندگان اعتصاب در زندان ارتباط برقرار کردند و از اعتصاب گزارش تهیه کردند. یکی از اهداف این اعتصاب جلب توجه مردم به انفجار مرگ در بازداشتگاه های زندان بود، که در بعضی از زندان ها به صورت اپیدمی در آمده است. طی سه هفته در ماه سپتامبر 10 زندانی در سلول های شان مرده پیدا شدند بدون این که دلیل روشنی ذکر شده باشد- در ایران به خودکشی منسوب می شود. نگرانی در باره ی مرگ های ناشناخته زندانیان منجر به اعتصاب شد که توسط یک شبکه از فعالین زندانی که خود شان را وکلای زندان می نامند با ده مطالبه اعلام شد، که عبارت بودند از: رفرم در مجازات ها در آمریکا؛ سرمایه گذاری بیش تر در سرویس های بهداشتی زندان ها و رسیدگی پزشکی بهتر برای زندانیان به ویژه زندانیانی که سلامت روانی خود را در زندان از دست داده اند. در راس مطالبات پایان دادن به کار اجباری یا پرداخت نشده یا مجانی قرار داشت که زندانیان آن را بردگی مدرن می نامند. در بین تاکتیک های اصلی به کارگرفته در اعتصاب، امتناع از کارکردن در صنایع زندان، تحریم خرید از فروشگاه زندان، اعتصاب نشسته و اعتصاب غذا وجود دارد.

 

زندان یکی از ابزارهای مهم سرکوب طبقاتی است. رژیم های سرمایه داری میلیون ها و میلیاردها پول، صرف ساختن زندان های جدید می کنند. زندان ها را با مدرن ترین ابزار مراقبت و سرکوب مجهز می کنند، به جای این که آن را صرف بهبود زندگی و آموزش مردمی کنند، که باید بعدا دستگیر شوند و در زندان ها بپوسند.(از مقاله ی اول) زندان ها پراند از مردم به حاشیه رانده شده؛ مردمی که جامعه به آن ها خدمات لازم را نداده است. مردمی که آموزش کافی ندیده اند. مردمی که هیچ گاه کار مناسبی پیدا نکرده اند. این اکثریتی که  مردم فقیر نامیده می شوند، بخشی از طبقه ی کارگر جامعه هستند. یکی کارفرمایش را کتک زده؛ یکی غذا دزدیده؛ یکی از شدت توهین شدگی یقه دیگری را پاره کرده، یک در مقابل فشار پلیسی مقاومت و دفاع کرده؛ یکی دستمزده دزدیده شده ی خود توسط کارفرما را طلب کرده، یکی از کودکی به دلیل فقر در کوچه رها شده و به دام مافیای مواد مخدر افتاده؛ یکی از استیصال و بیچارگی توان تحمل از دست داده و به نمایندگان خدای سرمایه  توهین کرده؛ یکی از فقر به تن فروشی افتاد؛ یکی به بیعدالتی و نابرابری معترض شده؛ یکی ناگفتنی ها را عیان کرده و میلیون ها یکی دیگر.

زندان البته پدیده ی خاص سرمایه داری نیست بلکه از شیوه های تولید قبلی به سرمایه داری رسیده است. در زمان فئودالیسم زندانی را تا حد مرگ شکنجه می کردند اما امروز سوا از شکنجه که به تناسب مکان از انواع آن یا نوعی از آن استفاده می شود، زندانی را به کار اجباری شبه رایگان وا می دارند. زندان های انبوه اما پدیده ویژه ی سرمایه داری است، که  بعد از خیزش اجتماعی اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در اروپا و آمریکا شاهد آن هستیم. از همین دوره است که صنایع زندان هم رشد کرد و بخش جدیدی از طبقه کارگر یعنی زندانی کارگر ظهور کرد. زندان تنها ایزوله کردن فرد از جامعه نیست، بلکه اهداف معین دیگری را هم دنبال می کند که مهم ترین آن مطیع کردن فرد است. در چنین صورتی امکان استثمار مفرط  و کار اجباری هم آسان می شود. در گذشته جنگ ها به ویژه جنگ جهانی دوم منبع غنی کار اجباری بود. در روسیه ی زمان استالین نیز زندانیان سیاسی را روانه ی اردوگاه های کار در مناطق بد آب و هوا و یخبندان کردند، اما امروزایالات متحده ی آمریکا با زندان های انبوهش، نمونه بارز اهداف کاپیتالیستی زندان است که به بهترین شکلی نشان می دهد زندان با طبقه و نژاد رابطه ای تنگاتنگ دارد و چگونه سرمایه از این امر سود می برد. حضور میلیونی توده های فقیر آفریقایی ولاتینی تبار در زندان، با توجه به این که هر جا وقتی صحبت فقرا به میان می آید منظورشان طبقه ی کارگر است و در واقع فقربا زندگی طبقه ی کارگر همراه است، فقری که ناشی از به غارت بردن و مصادره  بخش اعظم ارزش تولید شده با کار طبقه کارگر در جامعه ی سرمایه داری است، زیرا آن چه کارگرکه تولید می کند از او دزدیده می شود و او چنان از خود بیگانه شده است که نمی داند برای چه تولید می کند، با تولیدش و حاصلش چه خواهد شد. و از آن چه که تولید می کند بخش ناچیزی به خودش به عنوان دست مزد فقر داده خواهد شد. تازه این سرنوشت آن هایی است که شانس آورده موفق شده اند نیروی کار خود را تنها به قیمت بازار و اغلب زیر آن بفروشند. اما آن ها که این شانس را با وجود همه ی کوشش های خود به دست نیاورده اند، بخش وسیع ترملبس شده به جامه ی فقر و هم بخش اعظم زندانیان را تشکیل می دهند و همین خصلت طبقاتی نژادی زندان را وضوح بیش تر می دهد. رنگین پوست ها در آمریکا حدود 20% جمعیت را تشکیل می دهند اما سهم شان در زندان حدود 65% است. در ایالاتی مثل ویرجینیا و اوکلاهما یکی از هر 15 آمریکایی آفریقایی تبار در زندان است. این تصادفی نیست که عمدتا این گروه از بخش های محروم شهرهای آمریکا می آیند. تصادفی هم نیست که بورژوازی آمریکا به طور عمدی و حساب شده این گروه را هدف گرفته است و از طریق مجازات های سخت گیرانه روی آن ها، برای پرکردن زندان ها جهت تامین نیروی کار در زندان استفاده می کند. این سیاست در سال 1994 با مقدمه ی ” سه قانون اعتصاب” به کار گرفته شد. این قوانین به یک خطای شخصی و مشارکت در خشونت نیاز دارد تا یک مجازات مادام العمر را ضروری سازد. در کالیفرنیا این جرایم می تواند حتی خیلی کوچک باشد مثل نگاه خشمگین به پلیس تا تمام زئدگی فرد را به صنایع زندان هدیه کند. به این طریق آمریکا قادر شده است که زندان ها را پر از کارگران تقریبا رایگان کند. برای مثال از سال 1982 تا 2000، زندان کالیفرنیا که پایتخت زندان جهان بود، تعداد زندانیانش 500% افزایش یافت که به دلیل آن کالیفرنیا با اختصاص دادن 280 میلیون دلار 23 زندان جدید احداث کرد. کالفرنیا برای نشان دادن این پدیده منحصر به فرد نیست. در سایر ایالات کار احداث زندان جدید را به بخش خصوصی واگذار کرده اند یعنی ساختن زندان در ازای تامین نیروی کار برای خدمات یا صنایع آن ها. به طورمثال نیومکزیکو 40% کل زندان هایش را به بخش خصوصی سپرده است. از سال 2000 تعداد زندانیان در زندان های بخش خصوصی 47% رشد داشته است. کنگره ی آمریکا تحت تاثیر عظیم لابی شرکت ها، برنامه ی صنایع زندان را تقویت کرد و در سال 1979 به کمپانی های آمریکایی اجازه داد که از کار زندانی ها استفاده کنند. با افزایش زندانی ها سود کمپانی های مشارکت کننده و در آمد حکومت و کنترات کننده ی خصوصی افزایش یافت. برنامه ی بوروی فدرال برای استفاده از این نیرو به نام یونیکور  (https://unicor.gov/Index.aspx )در سال 2016 مبلغ 500 میلیون دلار درآمد داشته است. نه تنها دولت فدرال و ایالتی و شرکت های بزرگ، بلکه صدها شرکت های کوچک هم در استثمار زنداینان شریک اند. یونیکور 83 کارخانه و بیش از 1200 زندانی کارگر را برای کار در مراکز پاسخگویی تلفنی( کال سنتر) با دست مزدی کمتر از 23 سنت در ساعت مدیریت می کند. یونیکور هم چنین اقلام کارخانه ای از قبیل لباس های ضد گلوله ی نظامی، انیفورم نظامی، قسمت هایی از موشک پاتریوت را برای کنتراتچی های دفاعی ریتون و لاکهید مارتین و قسمت هایی از بوئینگ و جنرال داینامیک را در زندان تولید می کند. حتی شرکت هایی چون آمازون و استاربوک، مک دانلد، کمپانی تلفن اسپرینت و وریزون، آمریکن ایرلاین، کرایه اتومبیل آویس برای کار رزرو، سرمایه گذاری بخشی از پول بازنشستگی کارگران و غیره وارد کار در زندان می شوند. این شرکت ها اجازه دارند از حقوق کارگر در رابطه با بیمه بازنشستگی، بیمه بهداشتی، پرداخت دست مزد به هنگام بیماری چشم پوشی کنند. صنایع فدرال زندان تبلیغ می کند که ما مشاغل را به آمریکا باز آوردیم. آن ها نمی گویند که ما مشاغل را به زندان ببریم تا دست مزد کارگران آزاد را کاهش دهیم

در کشورهای دیگر هم همین طور است. در چین هم از کار زندانی کارگر برای ساختن کالاهای ارزانی که مستقیم به آمریکا صادر می کند، استفاده می کند. طبق تحقیق تایمز مالی چین که 2.300.000  زندانی کارگر دارد مثل امریکا از آن ها برای جبران افزایش دست مزدهای کارگران آزاد استفاده می کند، کم و بیش همان کاری را انجام می دهد که آمریکا. زنی در آریزونا نقل می کند که کیفی را از وال مارت خرید. در آن کیف نامه ای توسط یک کارگر چینی جاسازی شده بود. او نوشته بود که ” زندانیان در زندان پنک شان در گوانکسی 14 ساعت در روز کار می کنند. کسی که کار مربوطه را کامل انجام نداده باشد کتک زده می شود، … ، و آن را با این جمله به پایان می برد: زندانی در چین کم ارزش تر از سگ در آمریکاست”. در جمهوری اسلامی ایران هم این وجه چشمگیر است و اکثریت زندانیان را فقرا تشکیل می دهند که گذشته از زندانیان سیاسی یا به بیان رژیم امنیتی، رژیم آن ها را با عنوان ارازل و اوباش، دزد، مواد فروش، معتاد می نامد. شمار کثیری از این زندانیان در زندان ها در کارگاه های تولیدی زندان که معمولا در اجاره سرمایه داران خواه خصوصی و بیش ترسپاهی امنیتی است، به کار گمارده می شوند. به طور مثال در دهه 1360 در کارگاه های زندان وسایلی از جمله لباس کار، حوله و ملافه و غیره تولید می شد در حالی که درست در همین زمان کارگران نساجی ها از جمله نساجی مازندران و قائم شهر به دلیل نداشتن مواد اولیه، از تولید همین اقلام محروم بودند و البته که دست مزدی هم به آن ها پرداخت نمی شد. اما در زندان کارگاه ها به راه بود چرا که زندانی کارگر به قیمت شبه رایگان کار می کرد یا در مورد زندانیان سیاسی؛ توابین و بریده ها برای نشان دادن حسن نیت خود و احتمال برخورداری از عفو شاید حتی خودخواسته مجانی کار می کردند. یا به گفته ی یک زندانی، در نیمه اول دهه ی 90 در زندان قزل حصار، زندانیان با تولید قطعه ای 2000  تومان، اورکت هایی را تولید می کردند که در بیرون بیش از 60.000 تومان به فروش می رسید. به این طریق اگر او روزی دو اورکت تولید می کرد دستمزد ساعتی او 500  و ماهیانه اش بدون تعطیلی 100 هزار تومان می شد یعنی اندکی بیش از 2.5% قیمت فروش. در مورد صنایع زندان در ایران، حوزه ی فعالیت تولید شان، تعداد آن ها و ارزش تولیدات شان اطلاعاتی در دست نیست و جزو ارقام سیاه است، اما در بسیای ازکشورهای دیگر از جمله آمریکا این اطلاعات قابل دست یابی است.

محصولات زندان در آمریکا:

کارگران زندان 100% کلاه کاسکت های ارتش، تجهیزات نظامی و سایر جنگ افزارها، 98% کل بازار برای سرویس های مونتاژ ابزار، 93% رنگ ها و قلم موها، 92% قطعات اجاق گازها، 46% بدنه ی زره پوش ها، 36% لوازم خانگی، 30% هدفون و میکروفون و بلندگوها، 21% وسایل دفتری، بخش هایی از هواپیما، وسایل پزشکی و خیلی چیزهای دیگر را تولید می کنند. از زندانیان حتی ( با معذرت) به جای سگ راهنما برای هدایت آدم های نابینا استفاده می شود.

صنایع زندان بسیار گسترده است به نحوی که تقریبا همه ی شعب اقتصادی، در زندان برای خود مکان تولید ساخته اند از جمله صنایع غذایی، اتومبیل سازی، تولید کفش ورزشی، صنعت الکترونیک، پاسخگوی تلفنی، صنعت پوشاک و غیره. گذشته از کنسرن ها و شرکت های بزرگ، خود دولت یکی از کارفرماهای بزرگ در زندان است به طور مثال در سال 2007، در آمریکا دولت سومین کارفرمای بزرگ در زندان ها بود. اکنون 2.3 میلیون نفر در آمریکا در زندانند که علاوه بر آن ها 4.2 میلیون نفر در بیرون از زندان زندگی می کنند اما تحت کنترل هستند و معمولا پابندی الکترونیکی دارند که مشخص می کند هر لحظه آن ها در کجا حضور دارند. از این 2.3 میلیون نفر زندانی یک چهارم شان یعنی حدود 600 هزار نفر در صنایع زندان مشغول به کار هستند. درست مثل انتخاب سالانه ملکه ی زیبایی یا فیلم برگزیده، سالانه پایتخت زندان های جهان هم تعیین می شود. طبق گزارش ها ایالت اکلاهاما اکنون- 2018- این عنوان را با 1079 زندانی در هر 100 هزار نفر جمعیت یدک می کشد. برخورد پلیس با افرادی که دستگیر می شوند یا زندانی اند بشدت نژاد پرستانه است. سیستم قضایی ی طبقاتی و تبعیض آمیز یکی از عوامل ایجاد کننده ی این وضعیت است. بسیاری بی دلیل دستگیر می شوند و کسی هم به حرف شان گوش فرا نمی دهد. برای شان پیش داوری های غیر واقعی عمل می کند. زندانیان سال های سال در زندان بدون محاکمه می مانند یا به زندان های طولانی مدت محکوم می شوند زیرا بسیار سودمند و قابل استثمارند. در این مساله لابیست های شرکت های ذینفع در پارلمان و مراکز قضایی و اداری و رسانه های توده ای وابسته نقش مهمی در بحث مجازات؛ یعنی تعین سرنوشت این افراد بازی می کنند. رشوه می دهند. سیاست سازان و سیاست بازان را می خرند تا قوانین سفت و سخت تری برای نگهداری بیش تر آن ها در زندان ایجاد کنند. ایجاد ترس در توده ها از حضور اینان در جامعه ابزار دیگر است که توسط رسانه های توده ای اعم از رادیو و تلویزیون یا روزنامه ها انجام می گیرد. صنایع زندان 24 ساعته در کار است و کارگر زندانی حق مریض شدن هم ندارد. زندانیان آزاد شده از حقوق اجتماعی محروم می شوند. حق استفاده از کمک هایی مثل دریافت مسکن ارزان، تخیف در استفاده از وسایل حمل و نقل و غیره را ندارند.

در حالی که کارگران زندان مقادیر عظیمی ارزش تولید می کنند، سهم شان تنها روزانه 90 سنت تا 4 دلار است، با مقایسه آن با حداقل دست مزد جاری فدرال که ساعتی 7 دلار و 25 سنت است، سود این اختلاف دستمزد به جیب سرمایه داران و دولت می رود. فشارهای طاقت فرسا و بی پایان، توهین و تحقیر مداوم در زندان و کار بردگی، این کارگران بی حق و حقوق را گاه به مقاومت و مبارزه می کشاند، به طور مثال در آغاز سال 2011 امتناع از کار 4000 زندانی کارگردر جورجیا و آلاباما، سپس کالیفرنیا مرکز مقاومت شد. اعتصاب غذای 32000 زندانی در اعتراض به ایزوله سازی، غذای غیرقابل خوردن و نداشتن ملاقات و ارتباط با خارج نقطه اوج اش در سال 2013 بود. بعضی از اعتصاب کنندگان غذا جان خود را در مبارزه برای حقوق شان از دست دادند. سپس در نهم سپتامبر 2016، در سال روز کشتار اتیکا در 40 زندان آمریکا، زندانیان از کار دست کشیدند. گرفتند. اینان که خود را جنبش زندانیان می نامیدند، شعارشان بود: “مدرسه بسازید نه زندان” اما سیاست مداران در پارلمان مهد دموکراسی بورژوایی! به جایش قوانین و مجازات های سفت و سخت تری تدوین کردند و بودجه ی بیش تر به ساخت زندان های مدرن جدید اختصاص دادند تا از حقوق سرمایه در صنایع زندان حمایت کنند.

اما چرا سرمایه از زندان استفاده می کند؟

آن چه در پشت افزایش استثمار نیروی کار در آمریکا- و به طور کلی در جهان- و استفاده از زندان قرار دارد، همان قانون گرایش نزولی نزخ سود است. افزایش نرخ و شدت استثمار، کاستن مزایای کار، کاهش بازنشستگی ها و کاهش دست مزدها، همه راه هایی هستند برای جلوگیری از کاهش نرخ سود و هدایت سرمایه داری به سمت سود مند ساختن دوباره ی تولید. این کاهش نه خاص سرمایه در آمریکا بلکه در کل جهان سرمایه داری است که با هر بحران تشدید می شود یا در حقیقت خود زمینه ساز بحران است. اما چرا این وضعیت رخ می دهد. سرمایه به دنبال سود بیش تر و بیش تر است. با سود یا همان ارزش تولید شده توسط کارگر که نام اصلی اش ارزش اضافه است، انباشت رشد می کند و سرمایه داران برای سود بیش تر آن را دوباره وارد جریان تولید می کنند. در نتیجه سرمایه پیش ریخته افزایش می یابد. این افزایش بخشی در سرمایه ثابت و بخشی در سرمایه متغییر وارد می شود اما رشد سرمایه در بخش ثابت به وضوح بیش از بخش متغییر است، یعنی مدرنیزه کردن هرچه بیش تر سرمایه ثابت و رشد بارآوری کار، نیازبه نیروی کار را کاهش می دهد؛ این کاهش از علل کاهش نرخ سود است، اما سرمایه که به دنبال سود بیش تر و بیش تر است راه حل هایی را برای غلبه براین عدم تناسب به کار می بندد.  به هر حال چون سرمایه متغییر هم رشد می کند، تعداد کارگران هم بیشتر می شود و در نتیجه حجم سود مطلق تولید شده هم بیش تر می شود که بخش مهمی از آن به سرمایه الحاقی تبدیل می شود. سرمایه الحاقی سبب به کارگیری کارگرانی دیگر می شود و از استثمار این کارگران جدید هم ارزش اضافه ی جدید حاصل می شود. سرمایه گذاری در زندان های انبوه و هم چنین در زون های دست مزد ارزان منبع مهمی برای این منظور است. اما چنان که آمد چون رشد سرمایه ثابت بیش تر است و نرخ سود از نسبت بین ارزش اضافه تولیدی تقسیم برمجموع سرمایه ثابت و متغییربه دست می آید با وجود افزایش حجم مطلق سود، نرخ سود کاهش می یابد. نرخ سود براساس ترکیب کل سرمایه ی اجتماعی محاسبه می شود نه براساس سود در بخش های مختلف سرمایه و این نرخی متوسط است. با رشد بارآوری کار، گذشته از بالا رفتن شدت کار، تعداد کالای تولیدی افزایش می یابد زیرا زمان کارلازم برای تولید واحد کالا پایین می آید و در نتیجه ی آن قیمت واحد کالا هم کاهش می یابد و ارزان تر می شود. و حجم سود واحد کالا هم کاهش می یابد؛ این کاهش اما با افزایش تولید جبران می شود و حجم سود افزایش می یابد. گذشته از این در محاسبه ی نرخ سود عمومی سرمایه به کار گرفته شده توسط تجار هم وارد می شود بدون این که آن ها در تولید شرکت داشته باشند؛ یعنی آن ها به اندازه نسبت سرمایه خود در سود شریک می شوند در نتیجه ورود آن ها به این روند هم نرخ سود را کاهش می دهد زیرا مجموع سرمایه را در نسبت بین ارزش اضافه و کل سرمایه بالا می برد. به این دلایل نرخ سود و نه حجم سود یا سود مطلق گرایش نزولی نشان می دهد. این گرایش بیان گر تمایل واقعی تولید سرمایه داری در توسعه ی همواره رو به افزایش بارآوری کار اجتماعی است. اما گرایشات متقابلی وجود دارند که برای تقابل با گرایش رو به کاهش نرخ سود مورد استفاده قرار می گیرند اما در نهایت خود دوباره به کاهش نرخ سود می انجامند که یکی از آن ها بالا بردن شدت استثمار و کاهش دست مزد به پایین تر از ارزش خود است و صنایع زندان بیان واضح این امر است.

مسلم است که کارگران باید برای بهبود شرایط کار و زندگی خود بجنگند و مبارزه کنند. رفرم در قوانین زندان برای بهبود شرایط هم ازاین جمله اند اما راه حل اصلی نیست. با رفرم بازهم زندان می ماند. باز هم کار بردگی می ماند. باز هم استثمار شدید می ماند. باز هم سرمایه برای انبوه تر کردن زندان ها حریص تر می شود. بازهم کاهش دست مزدهای واقعی می ماند. بازهم دست مزدهای فقر می ماند گرچه شاید اندکی تغییر یابد. تنها راهی که کارگران در آمریکا و طبقه کارگر جهانی برای خارج شدن از این شرایط شدیدا استثماری که گریبان گیرشان در سراسر جهان است ، پیدا کنند و هم  از شر زندان و صنایع زندان، این است که به مبارزه ی اساسی برای پایان دادن به بردگی مزدی رو آورند تا به کار مزدی و تولید کالایی برای ایجاد ارزش اضافه پایان دهند. هیچ چیز غیر ممکنی وجود ندارد. می شود به جای سیستم فاسد سرمایه داری که تنها نگران سود است، یا به قول مارکس ” به جای جامعه ی کهن بورژوازی، با طبقات و تناقضات طبقاتی اش، اجتماعی از افراد پدید آید که در آن تکامل آزادنه هر فرد شرط تکامل آزادنه ی همگان باشد”. آری باید در این راستا حرکت کرد. باید در هر مکان کار و تولید و زندگی شوراهای ضد سرمایه داری را تشکیل داد تا خود برای خود تصمیم گرفتن را آغاز کنیم. تا بتوانیم به صورت شبکه ی زنده ای از ارتباطات گسترده در کل جامعه، سیستم مبارزاتی و دفاعی و حمایتی خود از هم دیگر را ایجاد کنیم تا بتوانیم به صورت یک کل در برابر سرمایه قرار بگیریم. نرخ سود ما از این اجتماع هیچ گاه گرایش نزولی نخواهد داشت بلکه راهی به جلو و در جهت ارتقا نفع همگان خواهد بود.

فریده ثابتی

اکتبر 2018/ مهر 97

 

منابع:

Libcom.org

و منابع دیگر