اعتصاب و تظاهرات کارگران دوزنده در بنگلادش

اعتصاب و تظاهرات کارگران دوزنده در بنگلادش

در دو هفته گذشته بنگلادش شاهد راه پیمایی های توده ای و اعتصابات گسترده ی به اصطلاح غیر قانونی یا (وحشی) بود. درست می بینید در زیر پرچم نظم سرمایه، هر چه که از محدوده ی مقرارات تعین شده گامی فراتر بگذارد و از شمول قانون مورد قبول سرمایه خارج شود و حشی است. قانون ابزار سلطه است و تخطی از آن مقاومت و مبارزه در مقابل قانون و سلطه تعریف می شود. ممنوع بودن اعتصاب سرکوب است. اعتصاب وقتی قابل قبول است که اتحادیه پادرمیانی کند. اجازه بگیرد و تعهد بدهد که در آن به منافع سرمایه لطمه ای وارد نخواهد شد. بعد از گرفتن مجوز پلیس سرمایه به نام حفاظت از اعتصاب کنندگان، آن ها را با همه ی ابزار لازم از اسب و اسلحه و گاز اشک آور و باطوم محاصره می کند.

کارگران دوزنده یا کارگران کارخانه های پوشاک در بنگلادش که بیش از 60 درصد شان را زنان تشکیل می دهد، نبض بیدار کارگران در بنگلادش هستند که بسیار سریع و به هم پیوسته در صف اول اعتراض به سیاست های کارگرستیز دولت بنگلادش قرار دارند. این بار اعتراض حداقل دست مزد تعین شده توسط دولت را نشانه رفت. شروع حرکت به سپتامبر 2018 برمیگردد که دولت جدول جدید پیشنهادی خود در رابطه با سطح دست مزد سال جدید را ارائه کرد. کارگران دوزنده یک دست برعلیه آن اقدام به اعتراض کردند و خواهان تغییر آن شدند. جدول ارائه شده حاصل کوشش هماهنگ دولت، روسای کارخانه ها و رهبران فدراسیون کارخانه های پوشاک و صادرات( انجمن کارفرمایان) به عنوان نماینده کارگران بود. یک سه جانبه گرایی صحیح و سالم که بسیاری از فعالین کارگری ایران به آن به عنوان یک ساز و کار مهم سازمان جهانی کار، عشق می ورزند.

در بخش صنعتی داکا، قاضی پور، سافارو اشولیا 35 کارخانه به دلیل اعتصاب کارگران دوزنده بسته ماند و ده ها هزار کارگر به خیابان ها آمدند. دارائی های کارخانه مورد حمله قرار گرفت. جاده بلوکه شد و حلقه های لاستیک به آتش کشیده شد. پلیس نظم سرمایه به مقابله فرستاده شد. پلیس علیه کارگران از باتوم الکتریکی، شلاق، گازاشک آوراستفاده کرد. یک کارگر زن بنام سومون میا کشته شد و 50 کارگر دیگر زخمی شدند. گروهی مصمم از صدها کارگر به سمت مرکز قدرت روسای کارخانه یعنی ساختمان فدراسیون حرکت کرد. کارکنان فدراسیون که خود ماه ها دست مزد عقب افتاده داشتند به آن ها پیوستند و خواهان پرداخت دست مزدهای عقب مانده خود شدند. کارگران عصبانی و سرخورده وسایل نقلیه ، پنجره ها و ماشین ها را شکستند و دفتر انجمن را به آتش کشیدند. زمانی که اعتصاب به پایان رسید و کارخانه ها گشوده شد. کارگران با لیستی بزرگ از صدها اسامی یا عکس مواجه شدند که به دیوار نزدیک به در ورودی چسبانده شده بود و اعلام می کرد که این تعداد اخراج شده اند. منطقه صنعتی به شدت توسط پلیس مسلح محاصره بود و محافظت می شد. 25 کارگر به عنوان رهبران اغتشاش گر متهم و اخراج شدند و صدها کارگر دیگر به دادگاه فراخوانده شدند.

کارخانه های پوشاک بزرگ ترین بخش کارگری در بنگلادش است که 4 میلیون کارگر که 2.400.000 نفر آن ها را زنان تشکیل می دهد، دارد و تعداد کارخانه های پوشاک 4000 واحد است و محصولاتش ۸۲ درصد صادرات بنگلادش را تشکیل می دهد که درآمد حاصل از آن برابر با 31 بیلیون دلار است که به حساب سرمایه داران سرازیر می شود، اما نصیب کارگران آفریننده آن یک زندگی بخور و نمیر است. این کارخانه ها ارزان ترین کارگران جهان را دارند که حتی با افزایش دست مزد اخیر بازهم این کارگران مقام اول خود را از دست نداده اند. بنگلادش بعد از چین دومین تولید کننده و صادر کننده ی پوشاک جهان است و به نظر می رسد بزودی به مقام اول خواهد رسید، زیرا چین قصد دارد فعالیت های خود را روی تولید هایتک متمرکز کند. حداقل دست مزد در بنگلادش در سال 2013  مبلغ 68 دلار در ماه بود و اکنون بعد از پنج سال به 95 دلار ارتقا یافته است. در همین زمان حداقل دست مزد در کشورهای رقیب در همین رشته، در چین 265، در اندونزی 220، در ویتنام 131، در هند 128 و در کمبوجیه مبلغ 100 دلار است. کارگران در جدول دست مزدی بنگلادش به 7 طبقه ی مزدی تقسیم می شوند. این شگردی است که در همه جای دنیا سرمایه داران هم برای اختلاف انداختن بین کارگران و هم برای منافع بیش تر خود مورد استفاده قرار می دهند به طور مثال دستمزد پایه کارگران تازه و جوان از همکاران قبلی کمتر است. در این جا این اختلاف در کل دست مزد همراه با ضافات به نسبت 8000 به 17500 تاکا است یعنی تقریبا دو برابر. اگر کل دست مزد 4 میلیون کارگر را با حداقل دست مزد 95 دلار حساب کنیم و نسبت آن را با کل در آمد این بخش یعنی 31 بیلیون بدست آوریم. دست مزد کارگران کم تر از 2 درصد آن را تشکیل می دهد. و بیش از 98% باقی مانده به کارفرما تعلق می گیرد. به همین دلیل است که سرمایه داران هر روز ثروت مند تر و کارگران فقیر تر می شوند زیرا آن چه که تولید می کنند، یا ارزشی که تولید می کنند غارت می شود. می گویند سرمایه داران بخشی از سرمایه خود را که سرمایه متغیر نام دارد برای پرداخت دست مزد کارگران مصرف می کنند ولی در واقع این طور نیست. هیچ سرمایه داری پیشاپیش دست مزدی به کارگر نمی پردازد. دست مزد بعد از پایان کار چه روزانه، هفتگی یا ماهانه پرداخت می شود. در اکثر موارد پروسه ی تولید روزانه به انجام می رسد و کالا به خریدار تحویل می شود و جریان پول- کالا- پول* که پول آخری شامل پول اول به اضافه ارزش اضافه شده است بر می گردد یعنی گردش کالا انجام می گیرد و کارفرما از پولی که دریافت کرده بخش کوچکی را به عنوان دست مزد به کارگران می دهد. فقر کارگر نه ناشی از کوچک بودن حداقل دست مزد که ناشی از این مناسبات استثمارگرانه است و با تداوم این مناسبات هیچ گاه پایان نمی یابد. کافی نیست که کارگران آماده ی اعتراض و اعتصاب حتی اعتصاب وحشی باشند. در صورت موفق بودن تنها اندکی از فقر شان کاسته می شود. فقر کارگران با سرمایه داری عجین است و مخصوص کشورهای فقیر نیست. به طور مثال در سال 2018 از 13.700.000 انسان دچار فقر در آلمان 41% شان را کارگرانی تشکیل می دهند که به کاری تمام وقت مشغولند. باید برای بهبود شرایط کار و زندگی مبارزه کرد اما زندگی کارگران زمانی زیبا می شود که از شر سرمایه رها شوند  و حاصل کارشان به خودشان و جامعه تعلق گیرد نه به معدودی سرمایه دار انگل و خدم و حشم اش.

فریده ثابتی

20 ژانویه 2019

منبع خبر:

Libcom