مینافاسهاوور زنی از طبقه کارگر آلمان

مینا فاسهاوو در دهم اکتبر 1875 در دهکده ی بکندرف به دنیا آمد. پدرش کارگر بود و مادرش خانه دار. سه ساله بود که پدر مرد و چون خانواده منبع درآمدی نداشت همه مجبور به کار شدند. او در شرح حال خود  می نویسد: ” از کودکی مجبور به کار شدم و در تمام دوران زندگیم برای گذران مخارج زندگی باید کار می کردم.” به همین دلیل توجه او به عامل فقر و فاقه توده های کارگر جلب شد و در جنبش کارگری غیرقانونی شرکت کرد. دلیل دیگرش این بود که در این زمان زنان حق مشارکت در فعالیت سیاسی را نداشتند. یکی از خواسته ها مهم او همین برابری سیاسی زنان و مردان بود. 18 ساله بود که از ده به برانشوایک آمد و به عنوان خدمتکار مشغول به کار شد. سپس به عنوان شیشه شور، رختشوی و بالاخره در کارخانه کنسرو سازی به کار پرداخت. خواندن و نوشتن را در بزرگسالی و پیش خود یاد گرفت و به خواندن نوشته های سوسیالیستی پرداخت. با همسرش گئورگ فاسهاوور آشنا شد و باهم به فعالیت ادامه دادند. مینا کوشش هایش را روی حقوق زنان جوان کارگر و خواست برابری زنان متمرکز کرد، زیرا خود به این بخش از طبقه ی کارگر تعلق داشت و مشکلات آن ها را به خوبی می دانست.

روزنامه های بورژوایی او را زن احمق که خواندن و نوشتن نمی داند می خواندند که به زبان آلمانی هم مسلط نیست و خانه به خانه می رود و رخت مردم را می شوید. او در سال 1903 به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوست و فعالیتش را معطوف به لغو ممنوعیت فعالیت سیاسی زنان کرد. با کوشش های او و سایرین ممنوعیت فعالیت سیاسی زنان در سال 1908 لغو شد. وی به دلیل شرایط سختی که در کودکی داشت و مجبور به کار کردن و رها کردن مدرسه شده بود، به حمایت از کودکان کار و آموزش نوجوانان توجه می کرد. به همین سبب وقتی  سازمان جوانان حزب در سال 1907 تشکیل شد، با کوشش او یک سال بعد به انجمن آموزش کارگران جوان زن و مرد تغییر نام داد. در سال 1908 به عنوان نماینده زنان برانشوایک همراه با یک نفر دیگر در کنفرانس زنان سوسیالیست در نورنبرگ شرکت کرد. در این کنفرانس با توجه به وضعیت اسف بار کودکان طبقه کارگر به ویژه زنان کارگر دو ماده در رابطه با ایجاد مهدکودک و کودکستان همراه با تغدیه و مراقبت های بهداشتی و تربیتی تصویب کرد و در سال 1913 زمانی که کمیسیون محافظت از کودکان تشکیل شد مینا یکی از فعالین آن بود.

پیش از شروع جنگ جهانی اول به عنوان نماینده زنان فعالیتش را معطوف به حق رای زنان کرد و آن را در بحث های درون حزب و بیرون از آن طرح می کرد. با شروع جنگ جهانی اول زمانی که قیمت های مواد غذایی بدون افزایشی در دستمزدهای کارگران بالا رفت وی که سیاست ها حزب و اتحادیه های کارگری را در این رابطه قبول نداشت، مرتب رادیکال و رادیکال تر و به نظرات ضد جنگ روزا لوکزامبورگ و کارل کیبکنشت نزدیک تر شد. در سال 1915 با انترناسیونال در تماس قرار گرفت و وقتی در یک گردهمایی اعتراضی مخالفت با تامین مالی جنگ توسط پارلمان و موافقت حزب سوسال دموکرات با آن، شرکت کرد توسط حزب از خدمات ملی زنان کنار گذاشته شد. وی در اول ژانویه 1916 در برانشوایک به گروه اسپارتاکوس پیوست و در اعتصابات ماه اوت 1917 که در آن 5000 کارگر در اعتصابی غیرقانونی شرکت کردند تا یک کمیسیون مذاکره کننده انتخاب کنند فعالانه شرکت کرد و به عنوان یکی ازین اعضا انتخاب شد. در این زمان خواست جنبش ضد جنگ عبارت بود از: صلح، پایان دادن به نظامی کردن کارخانه ها، آزادی همه ی زندانیان سیاسی و دموکراتیزه کردن دولت. کارگران با عمل خود در مقابل سیاست های اتحادیه که مخالف اعتراض کارگران بودند ایستادند. در اواخر جنگ اول وقتی کارگران در شهرهای مختلف به ویژه در برلین با تشکیل شوراها دست به اعتصاب های عظیم زدند و چرخ تولید را خواباندند و به همراه سربازان برای ایجاد حکومت شوراها دست به عمل زدند، مینا نیز فعالانه در انقلاب نوامبر در برانشوایک شرکت کرد. با اعلام جمهوری در آلمان و کناره گیری ویلهلم دوم، از طرف شورای کارگران و سربازان جمهوری شوراهای برانشوایک اعلام شد. آگوست مرگز به ریاست جمهوری ومینا فاسهاوور به عنوان یکی از اعضای کمیسیون خلق در امر آموزش یا به بیان دیگر به عنوان وزیر آموزش حکومت شوراها برگزیده شد. او اولین زنی بود که در آلمان به وزارت رسید. اما شرکت او در شوراها سبب اخراج او از حزب سوسیال دموکرات گردید. او بعنوان وزیر بلافاصله دست به تغییرات اساسی در سیستم آموزش زد. در 22 نوامبر 1918 او بازرسی کلیساها در امر آموزش را لغو کرد و مدارس را از زیر پوشش کنترل مذهبی بیرون آورد و رفرم های سوسیالیستی را آغاز کرد که شامل حذف تاریخ عظمت شاهان از دروس مدارس و جای گزین کردن تاریخ فرهنگ به جای تاریخ جنگ ها در درس تاریخ از آن جمله است. وی هم چنین به ایجاد مهد کودک ها، کودکستان ها و مدارس خلقی توجه بسیار مبذول کرد. حکومت شوراهای برانشوایک در 22 فوریه 1919 با سرکوب جنبش کارگری ملغی شد.

در فاصله بین 1920 تا 1933 او عضو حزب کمونیست کارگری آلمان و هم چنین عضو اتحادیه ی آزاد آلمان بود. در فاصله ی سال های 1920 تا 1924 چندین بار دستگیر شد و به خاطر مخالفت با خلع سلاح مردم به 4 ماه زندان و پرداخت جریمه محکوم شد. نام او در یک رشته از انفجارها نیز آورده شده است. در دوران حکومت فاشیسم هیتلری در آلمان او عضو اتحادیه شوراها بود که یک گروه مقاومت بود. در اکتبر سال 1935 به عنوان خیانت به کشور محکوم شد و مدت یک سال او را در اردوگاه مرگ و کاراجباری زندانی کردند و تا سال 1945 مرتب توسط پلیس امنیت فاشیسم یعنی گشتاپو تحت کنترل قرار داشت و سلامتش دچار آسیب شد. با پایان جنگ جهانی دوم با وجود کهولت سن در ایجاد حزب کمونیست آلمان مشارکت کرد. وی در 28 جولای 1949 با سکته مغزی درگذشت. شعار او در مبارزاتش ” صلح، نان، آزادی” بود. او دو فرزند به دنیا آورد که اولی قفل ساز و دومی کارگر کارخانه شد.

او اولین زنی بود که در آلمان به وزارت رسید.

فریده ثابتی

27.07.2019