جنگ افروزی بورژوازی ترکیه، افلاس ناسیونالیسم کرد، قتل عام توده کارگر

ناسیونالیسم در زمره مهلک ترین سرطانهای جنبش کارگری بین المللی است که دامنه تباهسازی و ضایعه آفرینی آن در بخشی از جهنم سرمایه داری رعب انگیزتر از جاهای دیگراست. خاورمیانه از جمله این نواحی وناسیونالیسم کرد طاعونی دیرپا به جان مبارزه طبقاتی توده های کارگراست. ناسیونالیسم فقط مرزهای آهنین طبقاتی میان استثمارشوندگان کارگر و استثمارگران سرمایه دار را، از تیررس شعور و چشم اولی ها، به نفع دومی ها نمی دزدد، فقط کارگران را در باتلاق شستشوی مغزی دفن نمی نماید، فقط سازش فاجعه بار طبقاتی را جایگزین جنگ رهائی آفرین ضد بردگی مزدی نمی سازد،  سوای اینها، هر لحظه، هر روز توده کارگر را زیر نام منفور ملیت، وطن پرستی یا خلق پیاده نظام زبون، ذلیل، حقیر و بی هویت  این دولت و آن دولت سرمایه می کند. هستی ناسیونالیسم فریاد این بانگ نفرت انگیز، است که برای دفاع از «وطن» باید کل موجودیت انسانی خود را به هر درنده ای، جنایتکاری، کفتار زشت مردارخواری، به نازل ترین قیمت ها فروخت. باید از طریق فروش هر چه انسان، انسانیت و انسانی است، بیرق ملیت برپا داشت. بنیاد کار ناسیونالیسم مثل هرمافیای دیگر بورژوازی بر سبعیت برای احراز سهم هر چه بیشتر در سهام مالکیت، قدرت، سود و حاکمیت سرمایه استوار است. برای این کار نیازمند «میهن» است. درفش استقلال وطن بلند می کند، سلاخ خانه ای که در آنجا به استثمارهرچه انسان ستیزتر توده های کارگر پردازد. ناسیونالیسم مادام که این مسلخ را دارا نیست، تا زمانی که وطن دار نگردیده است برای یافتن این سلاخ خانه به هر خودفروختگی، جنایت و توحشی می آویزد. به شعور، شناخت، زندگی، قدرت تدبیر کارگران افیون هلاکت زای وطن پرستی تزریق می کند، توده کارگر پیرامونش را ارتش مزدور هر دولت، قطب و بلوک بندی بورژوازی می سازد. کل این کارها را انجام می دهد تا صاحب میهن گردد و در چهاردیواری این دهشت زار به استثمار طبقه کارگر پردازد. پرونده ناسیونالیسم درسراسر جهان این است. آنچه امروز درکردستان سوریه شاهدش هستیم نیز از یک سو انفجار هولوکاست آفرینی کل سرمایه جهانی و از سوی دیگر مشارکت چندش زای ناسیونالیسم کرد در این فاجعه سیاه انسان ستیزانه است. با شروع جنگ سوریه، زندگی توده های کارگر کرد این کشور در منطقه ای به وسعت 19 تا 42 هزار کیلومتر مربع دستخوش طوفان حوادث شد. چند میلیون کارگر اسیر گرسنگی، بیکاری، فقر، فلاکت، بی بهداشتی، بی آموزشی و همه بدبختی ها می توانستند فرصت را مغتنم شمارند. متحد گردند، شوراهای خود را بر پای دارند، یک جنبش سازمان یافته شورائی تشکیل دهند، با این جنبش علیه استثمار سرمایه داری و همه اشکال ستم و توحش سرمایه وارد کارزار شوند. آنها این امکان را داشتند که به صورت یک قدرت طبقاتی سرمایه ستیز در سیاهی زار حاکمیت سرمایه داری ابراز وجود کنند. این قدرت را علیه سرمایه اعمال نمایند، متناسب با میدانداری و توان خود فشار استثمار را کاهش دهند، زندگی خویش را بهتر سازند، انتظارات خود را بالا برند، نقش آفرینی طبقاتی و تاریخی خود را به آزمون ایستند، نیرومندتر و نیرومندتر گردند، دست اتحاد و همبستگی به سوی کل کارگران سوریه، عراق، ترکیه، ایران، خاورمیانه، سراسر جهان دراز نمایند. ظرفیت پیکارشان را افزایش دهند و تهاجم علیه بورژوازی، همه بورژوازی منطقه و دنیا، تمامی دولتها را شالوده کارزار جاری خود کنند. کارگران کرد سوریه می توانستند در این راستا گام بردارند. به کجا می رسیدند؟ و کدامین موفقیت ها را چنگ می آوردند پرسشی است که پاسخ ریاضی و دقیقش در عهده هیچ کس نیست اما یک چیز روشن است. اینکه کارگران در صورت اتخاذ این رویکرد و افراشتن این سنگر، به هر حال سنگی روی سنگ می گذاشتند. بنای یک جنگ واقعی طبقاتی را می چیدند و به میزان توان روزشان زندگی خود را بهتر و توازن قوای میان خود و بورژوازی را به نفع خویش تغییر می دادند. توده های کارگر کرد سوریه این چشم انداز را داشتند، آنها زیر فشار سیه روزی ها در حال انفجار بودند اما شاسی انفجارشان نه در دست خویش که در دستان آلوده ناسیونالیسم کرد، در دست «حزب اتحاد دموکراتیک»  (PYD) بود. حزبی در منتهی الیه راست رفرمیسم چپ که به اندازه کافی آیین جاودگری، طلسم سازی و رمل و اسطرلاب ناسیونالیستی می دانست. از زمین و آسمان در گوش کارگران خواند که در کوبانی، کانتون جزیره و کانتون عفرین، طبقات وجود ندارد، کارگر و سرمایه دار پای به دنیا ننهاده اند، استثمار طبقاتی افسانه است، جنگ طبقاتی بی معنا است!!. در اینجا فقط مشتی عرب و کرد و سریانی و آشوری و ترکمن و کلدانی و سنی و شیعه و یزیدی و علوی و حنفی و حنبلی و شافعی و مسلمان و عیسوی و کلیمی، در یک کلام اصحاب مذاهب و ملیت ها هستند!!. موجوداتی که دلیلی برای مناقشه با هم ندارند و می توانند زن، مرد، ریز، درشت در کنار هم، گرگ و میش وار زیر بیرق رژوا با هم زندگی کنند. وطن مشترک خود را بسازند، از مرزهای پرگهر ملی دفاع نمایند. ملت، خلق یا مردم متشکل از ادیان و قومیت ها باشند!!.  (PYD) به کارگران چنین گفت و حاصل گفتمانش آن شد که همه پاسدار مرزهای کوبانی گردند!، از رژوا گویند، سخن از وجود طبقات، جنبش کارگری، سازمانیابی شورائی توده های کارگر، جنگ کارگران علیه سرمایه و مباحث مشابه را کنار بگذارند. حزب اتحاد دموکراتیک این گونه نمود، کار شبانه روزی برای سودآوری هر چه افزونتر سرمایه های طبقه سرمایه دار کرد، جانبازی برای دفاع از مرزهای میهن سرمایه داران و نبرد با متجاوزان به وطن را شیرازه زندگی توده های کارگر کرد!!. کارگران زن و مرد در سیاهچال های سودآفرینی سرمایه فرسودند و همزمان برای حفظ تمامیت ارضی کوبانی و کانتون ها، برای قوام قدرت بورژوازی کرد و استقرار حاکمیت (PYD)، برای تحکیم طوق بردگی مزدی بر گرده خود، با لشکر اختاپوسی داعش وارد جنگ شدند. بخشی از جنگی گردیدند که در یک سوی آن هارترین وحوش بورژوازی یا دولت اسلامی ابوبکر بغدادی و در سوی دیگرش خیل کثیر دولت های دیگر به سرکردگی امپریالیست های امریکائی قرار داشتند. کارگران زن و مرد کوبانی طبق فرمان (PYD) عمله جنگی دولت امریکا شدند. هر نوع بساط مبارزه طبقاتی جمع شد. همه چیز به کام ناسیونالیسم کرد گردید. میلیونها کارگر زن و مرد و پیر و جوان و کودک در رکاب ارتش امریکا برای حصول اهداف بورژوازی کرد جنگیدند. جنگ را به پیروزی رساندند، داعش را شکست دادند. کل ناسیونال چپ دنیا برایشان کف زد. همه احزاب راست و چپ سرمایه جهانی، تمامی طیف کمونیسم ارتجاعی بورژوازی از کل تریبون ها به ستایش آنها پرداختند. راست ها از حماسه آفرینی های امریکاپرستانه آنها گفتند، چپ بورژوازی به قیاس سناریوی رژوا با رستاخیز کموناردها پرداخت!!! وقاحت همه مرزها را پشت سر نهاد، ناسیونالیسم کرد در معیت جنگ افروزترین ارتش بورژوازی بین المللی به پیروزی دست یافت. کارگران زن و مرد کرد کوبانی و کانتونها در برهوت فقر، گرسنگی، بی آبی، بی بهداشتی و سیه روزی که اینک پرچم حاکمیت بورژوازی کرد بر فراز خود داشت، نفرین شده و دوزخ نشین به فروش شبه رایگان نیروی کار و تحمل همه فلاکتهای مولود سرمایه داری ادامه داد، سرمایه جهانی اما به این حد نیز رضایت نداد و قرار نبود رضایت دهد. با فروکش کردن شعله های جنگ میان داعش و ائتلاف امریکا محور، ناسیونالیسم کرد موضوعیت خود را در محاسبات بلوک بندی ایالات متحده و اقمارش از دست داد. سپاه خیلی جنگجوی کوبانی! دیگر نه نیاز حاکمان امریکا که دردسر بی دلیل آنها بود. ناسیونالیسم کرد رسالت قمرمداری را به اتمام می رساند، تا چشم کار کند کارگران کرد را در آستان الوهیت بورژوازی امریکا ذبح نموده و ادای دین کرده بود. این کارگران دیگر برای قطب غربی سرمایه جهانی و قداره بند صدرنشین آنها هیچ خاصیتی نداشتند و باید دور انداخته می شدند. دولت امریکا راه خود را می رفت، به نیازهای روز تسلط یابی هر چه سبعانه تر، پرسودتر، رقابت جویانه تر و جنایت آمیزتر خود می اندیشید. باید به سراغ داد و ستدهای لازم با دولت درنده اردوغان می رفت. دولتی که حاکمیت ناسیونالیسم کرد در مرزهای جنوبی را بر نمی تابد و همواره در تدارک برچیدن بساط خودگردانی، خودمختاری و حق تعیین سرنوشت بورژوازی سهم جوی کرد بوده و هست. «قران سعدین» یکه تازی ها و زیادت خواهی های دو بورژوازی ترک و ایالات متحده قربانی خاص خود را احتیاج داشت و کارگران کرد سر بر آستان ناسیونالیسم باید یک بار دیگر به وحشیانه ترین و دردناکترین شکل قربانی می شدند. همه اینها اکنون رخ داده است. ترامپ بورژوازی کرد در کوبانی را از منظومه اقمار عروسکی خود خارج ساخته است  و راه ارتش ترکیه را برای هولوکاست آفرینی علیه توده های کارگر کرد منطقه باز نموده است. آنچه اینک در کانتونها و کوبانی جاری است اتحاد نانوشته کل بورژوازی درنده خاورمیانه و دنیا علیه کارگران کرد سوریه است. دولت اردوغان با تمامی قوا می تازد. بورژوازی امریکا این یکه تازی را تکریم می دارد. جمهوری اسلامی به رغم آنچه برخی ها می پندارند و خود ادعا می کند تهاجم ددمنشانه ارتش ترکیه را غنیمتی سترگ برای خلاصی دولت اسد از شر توده کارگر کرد می بیند، در این میان رژیم اسد از همه پیروزمندتر است زیرا آنچه او می خواست انجام دهد دولت اردوغان به جا می آرد. غنیمت، پیروزی و فرصتی که رژیمهای ایران، سوریه، روسیه و ترکیه همراه یا ناهمراه آن را به طور مشترک جشن می گیرند. همه اینها آیا درسی برای کارگران کردستان، توده کارگر ایران، عراق، ترکیه، خاورمیانه و دنیا خواهد شد. باید دید و برای درس شدنش باید جنگید.

فعالین جنبش لغو کار مزدی

اکتبر 2019