جنگ ضد سرمایه داری را تسلیم جنگ قدرت سرمایه داران نکنیم.

رژیم اسلامی سرمایه در این چند روز همه امکانات اختاپوسی خود را به کارگرفت تا مبارزات ما علیه شدت استثمار، گرسنگی، بی داروئی، بیخانمانی یا کل سیه روزیهای مولود سرمایه داری و حاکمیت بربرمنشانه اش را درجار و جنجال کشمکشهای منطقه ای  و بین المللی خود غرق سازد. حاکمان سرمایه، سازمان یافته و نقشه مند تلاش دارند تا قتل قاسم سلیمانی و مناقشات دیرپای میان خود و رقبای هار جهانی بر سر سهام سود، مالکیت، قدرت و حاکمیت را ساز و برگ سرکوب، عقب راندن و توقف جنبش ما کنند، می کوشند تا از فاز کنونی مجادلات درون طبقاتی، همان بهره ای را گیرند که از جنگ جنایتکارانه هشت ساله میان خود و رژیم صدام گرفتند. درآن زمان جنگ را فرصتی برای درهم کوبیدن مبارزات ما کردند و امروز می خواهند همان سناریو را تکرارنمایند، در تلاشند تا جدال بشرستیزانه خود با رقبای درنده را سلاح سرکوب کارزار تعطیل ناپذیر ما کنند. باید با سر هشیار ضد سرمایه داری این نقشه شوم دشمن هار طبقاتی را درهم کوبیم و نقش برآب کنیم. جنبش ما درسالهای اخیرگامهای مهمی به جلو برداشته و درحال حاضریکی مشتعل ترین ستادهای کارزار طبقه کارگر در دنیاست، تمامی کارخانه ها، حمل و نقل، مدارس، دانشگاهها، بیمارستانها، بنادر، شیلات، شهرداریها، کشت و صنعت ها، معادن، خیابانها، شهرها و روستاها میدان جدال ما با سرمایه داران، دولت سرمایه و نظام بردگی مزدی است. سالانه چند هزار اعتصاب و اعتراض سازمان داده ایم، چرخه کار و تولید سرمایه را در سطحی وسیع از چرخش باز داشته ایم، با شورش عظیم دی 96 و خیزش عظیم تر آبان 98 ارکان قدرت و حاکمیت سرمایه را دچار وحشت نموده ایم. کارنامه ما سرشار ازمبارزات و میدان داریها است. همه این مبارزات را با رجوع به قدرت طبقاتی خود آغاز کرده و پیش برده ایم، برقانون، قرار،مدنیت و نظم سرمایه، برحزب بازی، سندیکاسازی یا آویختن به«رهبران» مهر بطلان کوبیده ایم، همه را دور ریخته ایم و با قدرت معجزه گر خود جایگزین ساخته ایم. ما تا اینجا پیش تاخته ایم اما کل اینها، همه این شاخصها و نقطه قوتها، یک چیز را درشعور ما آژیر می زنند. اینکه درآغاز راه هستیم، از رفرمیسم تا حد زیادی بریده ایم. قدرت خود و اتکاء به این قدرت راجایگزین دخیل بندی به قانون، نظم، یا نهادهای حاکمیت سرمایه کرده ایم. این گام مهمی است و همین گام است که جنبش ما را به طور واقعی، بدون هیچ شعارپردازی، به یک جنین زنده، بالنده و شکوفای ضد سرمایه داری تبدیل نموده است. فراموش نکنیم که ما همین حد گسست از رفرمیسم را با باورهای مسلکی یا دستورپذیری حزبی به دست نیاورده ایم، اما در پویه حصول آن، شانس و فرصت لازم، برای بهره گیری سازنده جنبشی از آموزشهای رادیکال ضد سرمایه داری درون جنبش جهانی، نقد طبقاتی و مارکسی سرمایه هم نداشته ایم. همه اینها می گویند که جنبش ما، اکنون در مراحل آغازین استخوانبندی، بالندگی و قوام یابی ضد سرمایه داری خود است و بر همین اساس شکننده و آسیب پذیر است. این نکته ای است که باید ژرف و بیدار بر آن درنگ کنیم، وجوه ضعف و قوت خود را بشناسیم، آگاه و نقشه مند در تدارک رفع کاستی ها، قوام  روزافزون، از بین بردن پاشنه آشیل ها، بستن سد بر راه شبیخونهای سرمایه و خنثی سازی تهاجمات پی در پی دشمن طبقاتی باشیم. طبقه سرمایه دار و دولتش، بلوک بندیهای درونی اش، اصلاح طلب و اصولگرایش، اپوزیسون، حاکم، راست و چپش، با تجهیز زرادخانه ها، متفکران، چاره گران، ارتشها و دستگاههای مخوف سرکوبش، وضعیت روز جنبش ما و کارنامه چند ساله اش را رصد نموده اند. خطر کارزارهای طوفانی ما در این مدت، خطر چندهزار اعتصاب در یک سال، چندین هزار اعتراض در چند ماه، خیزش های دی و آبان، خطر بالندگی و سرکشی رادیکال همه این مبارزات و شورش های عظیم آتی ما را درک کرده اند. آنها عزم جزم دارند تا از هر فرصتی برای در هم کوبیدن این کارزارهای بالنده طبقاتی بهره برگیرند. جنگ همیشه جاری آنها با رقبای هار طبقاتی درسطح جهانی ومنطقه یکی از این مستمسک ها است. سرمایه داران و دولت آنها چهل سال تمام است که کل هزینه جدال با رقیبان بر سر سهام سود، مالکیت و قدرت را بر سفره بی نان و زندگی سلاخی شده ما سرشکن نموده اند. هر چه این رقابتها و مناقشات حادتر شده است به همان اندازه معیشت، دارو و درمان، سکونت و محیط زندگی و جنبش ما قهرآمیزتر آماج تهاجم قرارگرفته است. جنگ میان بخشهای مختلف بورژوازی درهرحال، از هر جنس، داخلی یا خارجی، منطقه ای یا بین المللی جنگ کل آنها علیه طبقه و جنبش ما است. سرمایه داران و دولتهای آنها بر سر سود و قدرت با هم می جنگند، پیروز می شوند، شکست می خورند، صلح می کنند، بلوک بندی های جدید ایجاد می نمایند، مجادلات پارلمانی راه می اندازند، بمبهای اتمی به کار می گیرند، نکته مهم آنست که در همه این حالات کل خسارت ها، مصیبت ها و سیه روزیهای جنگ ها را بر زندگی ما آوار می کنند. این فاجعه ای است که همواره دامنگیر طبقه ماست و یگانه راه چالش آن اشتعال هرچه سرکش تر پیکار طبقاتی و ضد سرمایه داری است. جنگ ما جنگ علیه کل آنها، علیه بردگی مزدی است. تمامی تلاش دولتها و قطبهای سرمایه آنست که جنگ خود با هم را در عین حال ساز و برگ تعمیق، توسعه، تشدید و انفجارآمیزی بیشترجنگ سرمایه علیه طبقه ما سازند. ما نیز باید همه جا استوار و آگاه از تمامی فرصت ها بهره گیریم تا جدال درونی آنها را تونل تسلیحات و تدارک قوا برای شعله وری هرچه نیرومند جنگ طبقاتی علیه کل سرمایه داری سازیم. درشرایط روزهردوبخش هار بورژوازی، دولت امریکا دریک سو و رژیم اسلامی درسوی دیگر خود را نیازمند فشار افزونتر بریکدیگر می بینند، اولی می خواهد با مجبورساختن دومی به تسلیم درمقابل قدرت فائقه منطقه ای وجهانی اش، برگ برنده ای برای تمدید نقش مسلطش درساختار حاکمیت امریکا به دست آرد و دومی سوای اهداف زیادت جویانه، به طور خاص، دامن زدن جدال را ساز و کار مؤثری برای جلوگیری از طغیانهای نیرومندتر ما می یابد. آیا قصد برپائی جنگی دیگراز نوع جنگهای عراق یا افغانستان به میان است، شواهد عجالتا خلاف این را می گویند، هیچ کدام از طرفین برنده چنان جنگی نخواهند بود و از وقوع آن احتراز دارند. تا جائی که به جمهوری اسلامی بر می گردد، در وضع حاضر به عقب راندن و سرکوب جنبش ما مسأله اصلی است. تعزیه گردانی برای سلیمانی، کوچ نقشه مند نیروهای سازمان یافته فاشیستی از سراسر کشور به این و آن شهر زیر نام مراسم خاکسپاری و به اصطلاح نمایش قدرت هم در همین راستا صورت می گیرد. باید این نقشه را نقش بر آب کنیم. سنگرهای تا کنونی پیکار طبقاتی را توفنده تر و پرخروش تر سازیم، اعتصابات محصور در چهاردیواری مراکزکار را به اعتصابات پیوسته، متحد، همزمان و هماهنگ برای تحقق خواستهای مشترک سرمایه ستیز بسط دهیم. تصرف مراکز کار و تولید، تصرف خانه های خالی، فروشگاهها را دستور کار کنیم، ما  که در  یک سال چند هزار اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی و راهبندان راه انداخته ایم، چرخه کار و تولید را در چند صد مرکز کار از چرخش باز داشته ایم، ما که حمل و نقل سراسری را متوقف نموده ایم، ما که شورشهای عظیم دی و آبان را سازمان داده ایم، چرا و به چه دلیل قادر به سازمانیابی سراسری شورائی جنبش طبقه خود برای تصرف مراکز کار و تولید نباشیم؟! ما که برای این همه پیکار، اعتصاب و شورش هیچ نیازی به هیچ حزب، سندیکا، رهبر یا دخیل بندی به هیچ نیروی ماوراء خود نداشتیم، چرا نتوانیم جنبش خود را به یک قدرت سازمان یافته شورائی ضد بردگی مزدی ارتقاء دهیم؟! چرا نتوانیم با این قدرت سراسری شورائی سرنوشت کار، تولید و زندگی خود را به دست گیریم؟! چرا باید به مشتی مردارخوارمتعفن، بی شرم و فرصت جو اجازه دهیم تا ما را هیچ و پوچ انگارند؟! خود را قیم ما خوانند؟! خیال مصادره جنبش ما در سر پرورند و به فکر اعمال حاکمیت و تحمیل بردگی مزدی بر ما افتند؟! اینها پرسش های حیاتی هستند. به این پرسش ها باید پاسخ داد و پاسخ ما راه افتادن، دست در دست هم گذاشتن، تدارک و آماده شدن برای عبور از وضعیت موجود است. تا اینجا به جلو تاخته ایم، گام بعدی، تدارک و تجهیز شورائی برای خارج سازی حاصل کار و تولید خویش از چنگال سرمایه، راه اندازی جنگ برای حصول این هدف، سازماندهی قوای طبقاتی برای این جنگیدن، سرنگونی رژیم اسلامی و دستیابی به تسلط کامل شورائی بر سرنوشت کار، تولید و زندگی خویش است.

فعالین جنبش لغو کار مزدی       دی 1398